|
جوابی کوتاه برای آقای سیامک
مهر
کوردستانی
kurdistani98@yahoo.com
در این سایت مطلبی زیر عنوان (درباره حقوق اتنیکی تجزیهطلبان)
نوشتهی سیامک مهر، چاپ شده که هر کس آنرا بخواند، اینطور
برداشت خواهد کرد که دیگر ملیتهای ایرانی شب و روز برای
تجزیهی خاکشان از ایران زمین! برنامهریزی میکنند و با
دولتهای اروپایی و استعمارگرانی که مشخص نیست کدامها هستند،
جهت دسیابی به این برنامهاشان، همکاری میکنند. با خود فکر
کردم که آیا ضروریست جواب این نوع قلمها را داد یا نه؟ که
بهواقع نمیتوان نام آنها را نیز قلم نهاد، چون حرف به حرف
این نوشته بیحرمتی و بیاحترامی اول به خودشان و بعد به
دیگران است. اما چون مبارزهی ما کردها برای تغییر این نوع
تفکر و جایگزین کردن فرهنگی دمکراتیک بر مبنای احترام، قبول و
تحمل دیگران است، لازم دانستم که این جواب هرچند هم کوتاه را
برای آقای سیامک و همفکرانشان بنویسم. پیش از هر چیز باید گفت
که چون من یک کورد و دمکرات و آزادیخواه هستم، برای نظرات
مخالف خودم نیز احترام قائل بوده و بر این باورم اگر میان ما
رقابتی سالم بر مبنای احترام دو طرفه باشد، ما علاوه بر
اختلافاتی که با هم داریم، میتوانیم به نتیجهای برسیم. و
مبارزهی ما برای تغییر این نوع دوگماندیشی و جایگزین کردن
تفکری امروزی و مدرن به جای آن است. اما مقالهای که من میخوام
بدان جواب دهم، همراه با نادیدهگرفتن آزادیهای فردی، گروهی و
...، با بیحرمتی و دور از عقل و منطق با مخاطبانش صحبت کرده
است. آقای سیامک مهر، با این نوشته، نشان داده که هنوز هم از
تغییر و تحولاتی که در این دنیا رخ داده و دنیا را دگرگون
ساخته، بیخبر و مانند انسانهای قرون وسطایی فکر میکنند.
ایشان با بیاطلاعی از اینکه انسانها باید بخاطر انسانبودشان
مورد احترام قرار گیرند و هر کس آزاد است که چگونه، کجا، در چه
شرایطی و با چه تفکر و عقیدهای زندگی کند، ملتهای اصیل ایرانی
را با فحاشی و سخنان کوچه بازاری مورد خطاب قرار داده و به تک
تک آنها بیاحترامی میکند. ایشان در مقالهی خود، نه تنها
همهی ملتهای ایران و رهبرانشان را تجزیهطلب، عوامفریب،
قبیله، بدوی، خائن، جاهل، وطنفروش، همدست روسیه، انگلیس و
اروپا قلمداد کرده، بلکه از مرزهای ایران نیز گذشته و به داخل
عراق نفوذ و دخالت کرده و با بیاحترامی آنها را نیز
استعمارگران مترصد، شکمبارهء فاسد و قدرتپرست قلمداد میکند.
نامبرده، در بخشی دیگر از مقالهی خود به عوامفریبی پرداخته و
مینویسد: \"مفهوم «خودمختاری» واضح است که همان استقلال و
جداییطلبی است، ولی حتا «خودگردانی» وقتی که از دهان
تجزیهطلبان شنیده میشود نیز سخن کاملاً پرت و نامربوطی است و
هرگز مفهوم مثلاً «انجمنهای ایالتی و ولایتی» از آن اراده و
استنباط نمیشود.\" اگر دقت کنیم میدانیم که نامبرده اصلاً
با مفاهیم و معنی خودموختاری ناآشنا بوده و جهت رسیدن به
اهدافش، معنی خودموختاری و استقلال و تجزیهطلبی را درهم
آویخته و از اینرو میدانیم که هدف ایشان عوامفریبی بیش نیست.
در اینجا به ایشان پیشنهاد میشود که پیش از اینکه دهان باز
کرده و حرفی بزنند، عجله نکنند و خوب فکر کنند و بدانند که این
ملتها هم نخوابیدهاند و اینطور نیست که ایشان میگویند. آقای
سیامک، شما باید مطالعه بیشتری داشته باشید تا بتوانید خوب
مفاهیم و کلمات را درک کرده و یاد بگیرید و آنها را در جای خود
و با معنای خودشان بکار ببرید. اما آیا این عوامفریبی نیست که
فکر میکنند خودموختاری یعنی استقلال و فدرالیسم زمینهای است
برای تجزیهی ایران؟ احتمالاً ایشان در اروپا یا آمریکا زندگی
میکنند و جایشان گرم است و برای آزادی ملت خویش جز خوردن و
خوابیدن و این نوع عوامفریبی، کاری از دستشون برنمییاد و برای
همین مجبورند با تفرقهافکنی میان ملتهای ایران، به اهداف
خویش که همان ژنوساید دیگر ملل ایرانی است، دست بیابند. یعنی
سیاستی که تاکنون علیه کردها و دیگر ملیتهای ایرانی، بکار رفته
است. اما نباید همینقدر هم سادهلوح باشند که فکر کنند با این
نوع کلمات میتوانند خدمتی به ایران زمین بکنند. البته مشخص
است که ایشان چقدر دمکرات هستند و میتوانند دیگران را هرچند
هم مخالف باشند، قبول کنند!!!. به گمان من، ایران آینده جای
کسانی مانند ایشان نیست و با همفکرانشان یا باید تغییر کنند و
یا راه دیگری را بروند. و باید مطمئن باشند همین تفکر
دیکتاتورمنشانه است که اکنون آخوندها هم در لباسی دیگر و زیر
عمامهی سیاه که سیاهی فکر و اعمالشان را نشان میدهد، بر
سرزمین ایران حکومت کرده و هر روزه بلایی بر سر پیر و جوان و
زن و مرد و کوچک و بزرگ این مرز و بوم میآورند که البته و صد
البته هیچ وقت کسانی همچون سیامک مهر و با چنین تفکری نتوانند
ـ و قطعاً نمیتوانند ـ در ایران به حاکمیت دست یابند. پس
چشمها را باید شست و جوری دیگر باید دید.
آخرین مطالب
|