|
انتقادات عناصر تمامیت خواه از دیدار احمدی نژاد با همسر دکتر
فاطمی
منبع:
سايت
خبرگزاري جبهه ملي ايران
دیدار همسر دکتر حسین فاطمی با احمدی نژاد سبب ناراحتی عناصر
تمامیت خواه و یک بعدی که منش ملی و انسانی ندارند شده است
.طٓرز نوشتار و نحوه برخورد این اشخاص که زبان تلخشان همسر
دکتر فاطمی را نیز شامل میشود, گویای این جهالت است . ما از
فریبکاری و دغلکاری این رژیم که خو د تا مفرق دست در خون دارد
آگاهیم اما مخالفتی با تجلیل و احترام و عذر خواهی به شخصیت
های ملی توسط این ٰرژیم٬رژیم سابق ٬ خانم آلیرایت و یا فدايیان
اسلام نداریم چرا که این دلیل برحق بودن و بزرگی جبهه ملی
ایران و هواداران حاکمیت ملی است و منش ملی بخشش و بزرگواری را
شامل است , به قول سایت ایران لیبرال : " ما از بابت میراث
مصدق نگرانی نداریم و می دانیم که دزدیدنی نیست . یا کسی
آزادیخواه و استقلال طلب است که حاجت به جار و جنجال ندارد و
راهش همان راه مصدق است یا این که نیست و با این کلک ها کسی را
نمی تواند گول بزند. تمامی این حرکات فقط نشانه ی بالا رفتن
اعتبار مصدق است و پیشروی فکر لیبرال است . اولی از دوران حیات
مصدق تا به امروز یکسره ادامه داشته است و دومی هم پس از
انقلاب هر روز گروه بزرگتری را به سوی خود کشیده . نگرانی ما
فقط از بابت کتاچه ای است که به اسلامگرایان سپرده شده و به
احتمال قوی مثل بسیاری اسناد دیگر در « مرکز اسناد ملی » آن ها
خاک خواهد خورد تا هر از چندی بخشی از ان برای تبلیغات موضعی
مورد استفاده قرار بگیرد. فقط بدانند که این هدیه مسموم است
چون بالاخره همین فکر لیبرال و لاییک است که آن ها را خواهد
کشت ، اگر به میل خودشان می بلعند چه بهتر – نوش جان ! " . این
است نگاه ملی و زبان سیاسی . زبان تلخ عناصر شبه ملی که خود را
ملی میدانند ولی منش ملی ندارند, مایه تاسف است
**********
به علت دیدار احمدی نژاد با همسر دکتر فاطمی صورت گرفت؛
انتقاد شاگرد آیت الله مصباح از احمدی نژاد
شايسته بود دولت اصولگرا و مكتبي احمدينژاد از بازماندگان
آيه`ا... كاشاني يا همسر شهيد نواب صفوي دعوت به عمل می آورد.
معرفی شخصيتهاي خائني مانند دكتر فاطمي و مصدق بهعنوان الگو
به نسل جوان قطعاً مورد نظر رئيسجمهور مكتبي نيست.
حجت الاسلام روانبخش از شاگردان ارشد آیت الله مصباح یزدی طی
یادداشتی از دیدار رئیس جمهور با همسر دکتر فاطمی انتقاد کرد!
به گزارش «فردا» در یادداشت نشریه پرتو سخن با اشاره به انعکاس
این خبر در نشریات اصلاح طلب آمده است: هفته گذشته در شب 20
فروردين آقاي دكتر احمدينژاد در حالي كه معاون ايشان آقاي
رحيم مشايي نيز حضور داشت با خانم سطوتي همسر دكتر حسين فاطمي
(وزير خارجه كابينه ملي دكتر مصدق) ديدار كرد. آقاي احمدينژاد
با اشاره به اينكه نسل جوان و نسلهاي آينده بايد بدانند كه
ملت ما چه سرمايههاي عظيمي داشته است تصريح كرد: در طول تاريخ
نقش ملت ايران براي رساندن بشريت به جايگاه واقعي خود هميشه
ممتاز بوده است. رئيسجمهور با تقدير و تشكر از هديه كتابچه
خاطرات دكتر فاطمي مربوط به ماههاي قبل از اعدام وي در زندان
گفت: اين خاطرات و يادداشتها سند ارزشمند و متعلق به ملت
بزرگ ايران است كه در اختيار مورخين قرار خواهد گرفت.
رئيسجمهور افزود: دكتر فاطمي در راه آرمان خود جوانمردانه
ايستاد و مبارزه كرد. ايشان همچنين با يادآوري شكنجهها و
ظلمهايي كه در آن دوران به دكتر حسين فاطمي روا داشته شد خاطر
نشان كرد؛ دكتر فاطمي پايبند منافع ملت و نه منافع شخصي بود و
افتخار كشته شدن را بر ننگ وابستگي به بيگانگان ترجيح داد.
وی در ادامه نوشته است: خبر اين ديدار با عنوان «ديدار
احمدينژاد با همسر وزير خارجه مصدق» همراه با تصويري بزرگ از
اين ديدار مورد استقبال روزنامههاي مدعي اصلاحطلبي در صفحه
اول قرار گرفت. روزنامه كارگزاران، ارگان حزب كارگزاران - كه
سخنگوي آن افتخار ميكند حزبش ليبرال دموكرات است - با بهانه
قرار دادن اين خبر، به احياي جبهه ملي و مصدق و راه و رسم آن
پرداخت.
به گزارش «فردا» این نویسنده یادداشت نشریه پرتو سخن در ادامه
درباره آثار و تبعات آن دیدار نکاتی را تذکر داده است و با
اشاره به انتخاب این سوژه برای دیدار رئیس جمهور در شب جشن
هسته ای نوشته است: شايد حكمت انتخاب اين سوژه توسط
هماهنگكننده اين ديدار، آن هم در اين زمان اين بوده كه بنا بر
منابع تاريخي مورخين مليگرا نقش اساسي در ملي شدن صنعت نفت را
دكتر حسين فاطمي ايفا نموده و انجام اين ديدار در شب جشن
هستهاي و سالگرد دستيابي ملت ايران به فناوري هستهاي
ميتوانست سوژه مناسبي باشد! ولي به نظر ميرسد چنانچه اين
ديدار در راستاي اين هدف انجام شده باشد، شايسته بود دولت
اصولگرا و مكتبي احمدينژاد در چنين شبي كه دانشمندان بسيجي و
مخلص ما با اعتقاد به نيروي لايزال و امدادهاي الهي چنين
شگفتيهايي آفريدهاند از بازماندگان آيه`ا... كاشاني يا همسر
شهيد بزرگ اسلام نواب صفوي كه با گلوله ياران او رزمآرا به
جهنم فرستاده شد و زمينه براي رويكار آمدن دولت مصدق و ملي
شدن نفت فراهم گرديد دعوت به عمل آيد زيرا پس از اعدام
انقلابي رزمآرا بود كه پارلمان ايران با پشتباني آيه`ا...
كاشاني، رياست مجلس وقت، و حمايت جبهه ملي، ملي شدن صنعت نفت
را تصويب كرد. به گواهي تاريخ و با استناد به اسناد بهجاي
مانده، فدائيان اسلام با از ميان برداشتن مانع اصلي (رزم آرا)،
نقش اساسي و انكار ناپذيري در آفرينش اين پيروزي ايفا كردند كه
خشم انگلستان را برانگيخت بنابراين شايسته بود مشاورين محترم
پيشنهاد ملاقات با همسر شهيد نواب صفوي يا خانواده آيها...
كاشاني يا خليل طهماسبي (ضارب اصلي رزمآرا) بود، را مطرح
ميكردند.
روانبخش در ادامه با اشاره به صحبت های احمدی نژاد در دیدار با
همسر دکتر فاطمی مبنی بر اینکه نسل جوان و نسلهاي آينده بايد
بدانند كه ملت ما چه سرمايههاي عظيمي داشته است، و او را
اينگونه ستودهاند كه «در راه آرمان خود جوانمردانه ايستاد و
مبارزه كرد.» نوشته است: درباره شخصيت فاطمي، تحليلها و
برداشتهاي متناقضي وجود دارد: از يك سو مصدق او را از پيشنهاد
دهندگان ملي شدن صنعت نفت و شهيد راه وطن معرفي كرده كه پس از
كودتاي 28 مرداد توسط مأموران شاه دستگير و در چهارشنبه 19
آبان 1333 به اعدام محكوم و حكم اجرا گرديده است و از سوي ديگر
پيش از آن عبدالحسين واحدي (از اعضاي فدائيان اسلام)، دكتر
فاطمي را بزرگترين مانع اجراي احكام الهي تشخيص داده و به
عبدخدايي گفته بود «ابتدا بايد او را از ميان برداريم تا
بتوانيم مصدق را وادار به تسليم در برابر نظارت اسلامي خود
كنيم.» در همين راستا فاطمي توسط عبدخدايي مورد حمله قرار گرفت
و از ناحيه شكم مجروح شد.
البته يك سال و اندي پس از آن حادثه با نامهاي كه ميان وي و
شهيد نواب صفوي رد و بدل شده به نظر ميرسد روابط جمعيت
فدائيان با وي تا حدودي حسنه شده بود و اظهار نظر عبدخدايي در
مصاحبه با هفتهنامه شهروند كه «اي كاش من با شليك خود باعث
مجروحيت يك انسان نميشدم كه از عمل من رنج ببرد» شايد ناظر به
همين موضوع باشد. به هر حال موقعيت دكتر فاطمي در حكومت مصدق
يك موقعيت متناقضي است و تاريخ درباره او چندان شفاف نيست.
دیدار خوب یا بد؟!
به گزارش «فردا» حجت الاسلام روانبخش با مبهم نامیدن شخصیت
دکتر فاطمی نوشته است: شخصيت دكتر فاطمي مبهم و غير شفاف است
ولي جا دارد با نگاهي به برخي مواضع سياسي وي كه در تاريخ به
صورت شفاف آمده از تمجيد و تعريف و الگو سازي نامناسب براي نسل
جوان پرهيز كرد.
وی با بیان اینکه يكي از اقدامات دولتي كه دكتر فاطمي مغز
متفكر و موتور لوكوموتيو آن بود، زنداني كردن شهيد نواب صفوي
به مدت 22 ماه بود؛ به طرح چند سوال درباره شخصیت دکتر فاطمی
پرداخته و نوشته است: اكنون پرسشهايي كه باتوجه به اين مواضع
و گفتارها، درباره شخصيت فاطمي به ذهن خطور ميكند اين است:
1. دكتر فاطمي كه به اعتراف مورخان مليگرا، مورد اعتمادترين
يا دكتر مصدق، «پسر سوم مصدق» و «موتور لوكوموتيو او» بوده و
هنگام مرگ جمله «زنده باد مصدق» به عنوان آخرين كلام بر لبانش
نقش بسته بود، چرا در برابر دستگيري و زنداني شدن شهيد نواب
صفوي به مدت 22 ماه سكوت اختيار كرد و آيا اين موتور لوكوموتيو
در دستگيري ايشان هيچ نقشي نداشته است؟!
وی در شرح ادعای خود می نویسد: به نظر ميرسد دليل سكوت يا
همكاري وي با مصدق اين بود كه وي فدائيان اسلام را از عوامل
اينتلجنت سرويس انگليس ميدانست؛ موضوعي كه پس از ترور وي چند
بار بر زبانش جاري شد!! شهيد عبدالحسين واحدي در برابر
اينگونه اتهامات به فدائيان اسلام اظهار داشت: «كسي كه فاقد
همه چيز، خانه، جا و مكان بوده و حتي تاكسي كه بخواهد سوار
شود بايد ديگران پول او را بدهند، چگونه انگليسي است؟!» شهيد
نواب صفوي طي نامهاي به جمعيت فدائيان اسلام علت زنداني شدن
خود را تاكيد بر ضرورت اجراي احكام الهي دانسته و نوشته است:
در ملاقات با نمايندگان اقليت، تقاضا كردم دولت را وادار كنند
مقررات دين حنيف اسلام را اجرا كنند. چون نمايندگان مزبور با
من مخالفت كردند، آنها را به محاكمه دعوت كردم، روي اين اصل،
حكم زنداني شدنم را صادر كردند. اي دليران! شما مبارزه كنيد،
سعي كنيد منظور جمعيت تامين گردد. مهم نيست براي آزادي من كوشش
كنيد، شما بايد به اين اقليت پست و ناقابل نشان دهيد كه اين
جمعيت زنده است و تا آخرين قطره خون خود براي ترقي و تعالي
اسلام مبارزه خواهد كرد.
از زندان و چوبه دار نترسيد. بكشيد و كشته شويد. آنهايي كه در
تبعيد بودند ما جانبازي كرديم تا آنها به وطن خود بازگشتند و
دستور بازداشت ما را صادر كردند.» و چقدر شرمآور است كه در
دولت مصدق و فاطمي، مجاهد بزرگ نواب صفوي به جرم مبارزه با
ميگساري و مشروبفروشي و تأكيد بر اجراي احكام اسلام به دو
سال زندان محكوم شود و حكم با سكوت و حمايت مصدق و فاطمي اجرا
گردد!
آري! اين مجاهدان مظلوم در 27/10/1334 با سكوت مرگبار جبهه
ملي در حالي كه فرياد تكبير و شهادتين آخرين جملات آنها را
تشكيل ميداد، به دست رژيم ديكتاتوري پهلوي به شهادت رسيدند.
در شب واقعه پيوسته قرآن ميخواندند و مناجات ميكردند، نواب
صفوي آيه «ولا تحسبن الذين قتلوا فيسبيل ا... امواتا بل
احياء عند ربهم يرزقون» را مكرر تلاوت ميكرد و چون مصادف با
شب شهادت حضرت زهرا(س) بود، ميگفت خليلم، محمدم، مظفرم تعجيل
كنيد، جدهام فاطمه زهرا منتظر ما است. و چقدر تفاوت است ميان
كسي كه در آخرين لحظات عمرش جمله زندهباد مصدق را تكرار
ميكند با كساني كه غريو ا... اكبرشان، صداي گلولههاي دشمن
را خفه ميسازد!
3. فاطمي كه لوكوموتيو دولت مصدق بوده تا چه اندازه گرايشهاي
ديني داشته است؟ در كتابهايي كه درباره انديشهها، فعاليتها
و خاطرات وي نوشته شده چيزي در اينباره به چشم نميخورد.
مطالب فوق و اظهاراتش درباره مرحوم آيتا... كاشاني كه قبلاً
اشاره شد نشانگر آن است كه نسبت به مذهب و روحانيت روي خوشي
نشان نميداده است! و حتي اظهار داشته بود كه در مشروطه
ميبايست كار روحانيت را تمام ميكردند! حضرت امام(ره) درباره
جبهه ملي و مصدقي كه قبله آمال فاطمي بود ميفرمايند: «جبهه
ملي يك گروهي كه با اسلام و روحانيت سرسخت مخالف بودند. از
اولش هم مخالف بودند. اولش هم وقتي كه مرحوم كاشاني ديد كه
اينها خلاف دارند ميكنند صحبت كرد، اينها كاري كردند، يك
سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيتا... گذاشتند
اين در زمان آن [مصدق] بود كه اينها (مليگرايان) فخر ميكنند
به وجود او؛ او [مصدق] مسلم هم نبود. من در آن روز در منزل يكي
از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك
زدهاند و به اسم آيت ا...در خيابانها ميگردانند. من به آن
آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست، اين سيلي خواهد
خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي بر
اسلام ميزد.»
مرحوم فلسفي در كتاب خاطراتش دربارهِ ملاقات با دكتر مصدق و
رساندن پيام مرحوم آيتا... بروجردي به وي و كمك خواستن از
رئيس دولت براي جلوگيري از ظلم بهائيان به مسلمانان ميگويد:
مصدق بعد از تمام شدن صحبت من بهگونهاي تمسخرآميز قاهقاه و
با صداي بلند خنديد و گفت: آقاي فلسفي! از نظر من مسلمان و
بهايي فرق ندارند همه از يك ملت و ايراني هستند.(خاطرات و
مبارزات فلسفي، ص132و133)
4. البته بعضي در ملي بودن مصدق و فاطمي و يارانشان نيز ترديد
كرده، معتقدند گرچه يك چهره ضدانگليسي بوده ولي هدفش از ملي
كردن نفت واگذاري نفت به امريكاييها بوده است و شايد بتوان
نامه مرحوم آيتا... كاشاني به مصدق در روز 27 مرداد و هشدار
به وقوع كودتا و بياعتنايي وي به آن هشدارها را با همين ملاك
تحليل كرد. نامه آيتا... كاشاني به مصدق و پاسخ وي به شرح زير
است:
«حضرت نخست وزير معظم جناب آقاي دكتر مصدق دام اقباله
عرض ميشود گرچه امكاني براي عرايضم نمانده ولي صلاح دين و
ملت براي اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصي است و
عليرغم غرضورزيها و بوق و كرناي تبليغات، شما بهتر از هركس
ميدانيد كه هم و غم در نگهداري دولت جنابعالي است كه خودتان
به بقاي آن مايل نيستيد! از تجربيات روي كار آمدن قوام و
لجبازي اخير بر من مسلم است ميخواهيد مانند سيام تير كذايي،
يكبار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه برويد. حرف
اينجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجراي رفراندوم نشنيديد و
مرا لكه حيض كرديد. خانهام را سنگباران و ياران و فرزندانم
را زنداني فرموديد. مجلس را كه ترس داشتيد شما را ببرد، بستيد.
حالا نه مجلس هست و نه تكيهگاهي براي اين ملت گذاشتهايد.
زاهدي را كه من با زحمت در مجلس تحتنظر و قابل كنترل
نگهداشته بودم، با لطايفالحيل خارج ساختيد و حالا همينطور
كه واضح بود درصدد به اصطلاح كودتا است. اگر نقشه شما نيست كه
مانند سيام تير عقبنشيني كنيد و به ظاهر قهرمان بمانيد و اگر
حدس و نظر من صحيح نيست كه همانطور در آخرين ملاقاتم در
دزاشيب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه امريكا ما را
در گرفتن نفت از انگليسيها كمك كرد و حالا به دست جنابعالي
به صورت ملي و دنياپسندي ميخواهد اين ثروت را به چنگ آورد. و
اگر واقعاً با ديپلماسي فعال نميخواهيد كنار برويد اين نامه
من سندي در تاريخ ملت ايرن خواهد بود كه من شما را با وجود همه
بديهاي خصوصيتان نسبت به خودم از وقوع حتمي يك كودتا به
وسيلهِ زاهدي كه مطابق با نقشه خود شما است آگاه كردم كه فردا
جاي هيچگونه عذر موجهي نباشد.»
ولي مصدق در پاسخ چنين نوشت: اين جناب مستظهر به پشتيباني ملت
ايران هستم والسلام.» سرانجام در 28 مرداد كودتا انجام گرفت و
امريكاييها محمدرضا شاه را كه مطيع محض آنها بود بر كشور
حاكم ساختند و همه دستاورد ملت ايران، آيتا... كاشاني و
فدائيان اسلام به باد فنا رفت.
به گزارش «فردا» روانبخش در پایان تاکید کرده است: در پايان
توجه به اين نكته را لازم ميدانم كه چنانچه اين ملاقات با
خانم دكتر فاطمي در زمان رياستجمهوري آقاي خاتمي انجام گرفته
بود، صاحب اين قلم چندان حساسيتي از خود نشان نميداد ولي از
آنجايي كه دولت دكتر احمدينژاد مدال دولت مكتبي را از مقام
مظعم رهبري دريافت كرده و ايشان را احياگر شعارهاي انقلاب و
انديشههاي امام(ره) معرفي كردهاند، اينگونه ملاقاتها
تأملبرانگيز به نظر ميرسد؛ زيرا با تجليل رئيسجمهور از دكتر
فاطمي، ممكن است افكار و انديشههاي مليگرايي - كه امام(ره)
درباره آن، آنگونه سخن گفتهاند- احيا شود و شخصيتهاي خائني
مانند دكتر فاطمي و مصدق بهعنوان الگو به نسل جوان ما معرفي
گردند و چنين چيزي قطعاً مورد نظر رئيسجمهور مكتبي نيست. از
اينرو شايسته است مشاوران محترم قبل از هر ملاقات، سوابق
افراد را كاملاً مطالعه و آثار و تبعات يك ديدار را در جامعه
مورد ارزيابي قرار دهند و خداي نكرده چنانچه اينگونه
مشاورههايي تكرار شود، مناسب است رئيسجمهور در حلقه مشاوران
خود تجديد نظر نمايند.
**********
کامبيز قائم مقام
جّل الخالق!
هم دنبال سر افرازي قاتل و هم افتخار به مقتول!
دنياي غريبي است. هفته پيش عکس احمدي نژاد را پهلوي بيوه دکتر
حسين فاطمي ديدم و تکان خوردم. ولي پس از چند روز فکر کردم
مسئله قديمي است و به آن نبايد بپردازم ولي امروز متوجه شدم که
اين نکته نه تنها قديمي نمي شود بلکه اين سيستم فکري نظام است
که از هر جرياني سوء استفاده کند لذا فکر مي کنم هر بار و
هميشه بايد بااينگونه اپورتونيسم سياسي برخورد نمود.
جمهوري اسلامي براي کسب اعتبار و يا بدنام کردن يک نهضت متوسل
به هر دري مي شود. تز جديد آشتي قاتل و مفتول آقاي رئيس جمهور
بصورت يک روند درآمده است. همه مي دانند که اين رژيم از بدو
پيدايش ضد ملي بود و دشمني خود را با دکتر مصدق از خميني گرفته
تا بهشتي بدون رودربايستي وبا وقاحت تمام انجام مي دادند.
زندان و شکنجه و اعدام مّليون بخشي از حرکتهاي ضد مردمي اين
رژيم بوده است و امروز مراسم عکسبرداري با بيوه دکتر فاطمي آن
روي سکّه برنامه و نقشه هاي صد ملي را بروز داده است . ناگهان
از شجاعت و مبارزه آن مرد سخن مي گويد. در جاي ديگر پس از مرگ
دکتر سحابي، رهبر خامنه اي از تقواي آن مرد سخن گفت، ولي هرگز
اجازه مراسم سالگرد و ياد بود براي آن زنده ياد را بخانواده و
دوستانش نداد. و امسال قبل از شروع مراسم مجلس را با ماموران
امنيتي پر کردند. هر چه فکر کردم چه لغتي براي اين حضرات پيدا
کنم که بددهني نباشد بجز اپورتونيستهاي بي خجالت و وقيح نيافتم
چون اپورتونيست کسي است که افکارش بر مبناي اقتضاي زمان تغيير
مي کند. آنچه بسر بازرگان در بدو "حکومت اسلامي" آوردند هنوز
بخوبي در ياد مردم مانده است و بدنبال آن هرگز نگذاشتند
سالگردي براي آن زنده ياد برگزار شود. بازرگان اولين نخست وزير
اين حکومت بود. دکتر سنجابي هم که زماني وزير خارجه آنها بود
در نهايت کهولت سن از مرزهاي ايران فرار کرد که مبادا آدمکشان
جمهوري اسلامي آنها را نابود کنند. پس از چندي بخاطر اعتراض
جبهه ملي با قانون قصاص آن را "مرتد" و غيرقانوني اعلام کردند
و رهبران سالخورده شان را به زندانهاي قرون وسطايي خود
فرستادند. بگير و ببند تا امروز ادامه دارد. بدن داريوش و
پروانه فروهر را شبانه سوراخ سوراخ کردند و امروز قاتلين آنها
سرافراز از آدمکشي به مشاغل خود ادامه مي دهند. و سه نفر از
آدمکشان قتل هاي زنجيره اي وزارت کشور، اطلاعات و... را بعهده
دارند. در خارج از کشور دکتر شاپور بختيار را با چاقوي نان بري
سربريدند و عبدالرحمان برومند را شکمش را دريدند. اين بخشي از
رفتار جنايتکارانه اين آقايان با نهضت ملي وشخصيت هاي وفادار
به نهضت ملي ايران بوده است. حالا گربه شد عابد و زاهد و
مسلمانا و بيوه دکتر فاطمي را در معرض نمايش مي گذارند تا شايد
توسط او و بنام حسين فاطمي براي خود اعتباري کسب کنند. جالب
اينجاست که زن و فرزند فاطمي در طول اين پنجاه سال با وجود
اينکه در خارج از کشور زندگي مي کردند حتي يک جمله عليه حکومت
شاه، که دکتر فاطمي را تيرباران نمود، ننوشتند و هرگز کسي آنها
را در مبارزات گسترده ضدرژيم شاه نديد چون خرج زندگي و تحصيل
آنها توسط رژيم شاه پرداخت مي شد. بهر حال بنظر مي آمد که بيوه
دکتر فاطمي و فرزند فاطمي در سکوت مي گذرانند حتي بعد از
سرنگوني شاه باز چيزي از ايشان نشنيديم. اين خانم در عين حال
دختر سرتيپ سطوتي بود و خواهرش همسر سپهبد رحيمي که در يک
محاکمه قلابي توسط اين اقايان محکوم و اعدام گرديد. جالب
اينجاست دکترفاطمي و سپهبد رحيمي متعلق به دو دنياي جداي فکري
بودند که پايه هاي تفکرشان از اينجا تا خورشيد از هم متفاوت
بود ولي سرنوشت انها يکي بود هر دو در دادگاه مسخره دستوري
محکوم بمرگ شدند. تعجب اينجاست که خانم فاطمي چه زود دچار
فراموشي شدند. جمهوري اسلامي با اين اسامي شطرنج بازي مي کند.
نام خيابان مصدق را به ولي عصر تبديل نمود و خياباني را بنام
فاطمي نام گذاري نمود که نشان دهد با مصدق رابطه اي ندارند و
فاطمي را در مقابل مصدق علم کرده باشند. يادشان رفته است که
دکتر حسين فاطمي در آخرين دقايق زندگي فرياد زنده باد مصدق
کشيد و بدنش توسط جوخه اعدام شاهنشاهي سوراخ سوراخ شد. کمدي به
اينجا ختم نمي شود. عبدخدايي آن فدايي اسلام مشهور که در مراسم
خاکسپاري يا يادبود محمد مسعود فاطمي را مورد سوءقصد قرار داد،
و شکمش را چنان با گلوله دريد که دکتر فاطمي حتي بجلوي جوخه
تيرباران هم با برون کارد برده شد، بعدها نماينده مجلسي شد که
رئيس جمهور حکومتش به دکتر فاطمي افتخار مي کند. هم اسباب
سرافرازي قاتل و هم افتخار به مقتول: حکومت شتر گاو پلنگ ساخته
اند! آقاي عبد خدائي، قاتل دکتر فاطمي امروز نه تنها از آزادي
برخوردار است بلکه از سردمداران اين رژيم است. فقط شما اعتبار
اين خانم را ببينيد که با قاتلين شوهرش عکسبرداري مي کند. قرار
نيست که همسر دکتر فاطمي داراي همان اعتباري باشد که دکتر
فاطمي داشت. دکتر فاطمي تا دم مرگ از گلوله عبدخدايي رنج کشيد
و هرگز اثرات آن سوءقصد التيام نيافت. من نميدانم چه لغتي
استفاده کنم که مطلب را فحاشي تلقي نکنند ولي کلمه بي چشم و رو
معني خاصي دارد و در تاريخ ما به کسانيکه بدون شرم به عمل قبيح
خود افتخار مي کنند گفته مي شود. شما نمي توانيد هم به قاتل
ارج نهيد و او را در صدر مجلس بنشانيد. قاتلي که بدنبال
ترساندن وزير خارجه ملي و شجاع نهضت ملي او را مورد سوئ قصد
قرار نداده بلکه براي از بين بردن او کمر بسته است. حالا بايد
از آقاي احمدي نژاد پرسيد که اين تناقض در گفتار و رفتار را با
چه تزويري ميخواهد بپوشاند. از احمدي نژاد گذشته اين دوروئي را
جلو تر "جمهوري اسلامي" نيز انجام داده است و از آنها هم بايد
پرسيد: شما چگونه قاتل فاطمي که مورد افتخار شماست و نام
خيابان مهمي از پايتخت را هم بنام او کرده ايد و امروزه حتي
بيوه او را هم مورد احترام قرار ميدهيد! را مورد احترام قرار
داديد و او را در صدر مجلس نشانده ايد. و او را در جايگاه
نمايندگي مجلس قرار داديد؟ اين همه عزت و سر افرازي "جمهوري
اسلامي" ساخته به چه جهت پيدا شد؟ بالا تر از "احترامات
وافتخارات" "جمهوري اسلامي" ساخته عبدخدائي که بخاطر مضروب
ساختن فاطمي باين افتخارات و سرافرازي هاي نائل آمده، مراد او
سيد مجتبي نواب صفوي، دستور دهنده قتل هاي سياسي بسياري و از
جمله قتل احمد کسروي و زخم پرعارضه و پر درد قهرمان ملي ايران
دکتر حسين فاطمي است. آقاي خميني عکس او را بالاي سرش قرار
داده بود و تمبر او را همچون قهرمانان ملي بچاپ رساندند. ولي
مردم ما باهوش تر از آنند که ماسک اين جنايتکاران را نشناسند.
کار به اينجا ختم نمي شود. در روزنامه آفتاب مصاحبه اي در اين
رابطه با عباس سليمي نمين انجام ميدهند. آنچه احمدي نژاد
نتوانسته بگويد را ايشان بجاي او ادا مي کند.
سليمي مي گويد: "اگر امروز ملت ايران شان بيشتر از مصدق براي
دکتر فاطمي قائل است به خاطر اين است که موضع او بيشتر حفظ
مصالح مردم و تامين کننده منافع آنها بوده است." با کمال وقاحت
مصدق را در مقابل فاطمي قرار مي دهد که مصدق به حفظ مصالح مردم
معتقد نبود ولي فاطمي بود. معلوم نيست چطور دکتر فاطمي ديوانه
شده و به اين مرد به عنوان قهرمان و رهبر خود تا دم مرگ وفادار
مانده بود. اپورتونيسم احمدي نژاد و سليمي اجازه نمي دهد به آن
توجه کنند. در جايي ديگر سليمي مي گويد "مصدق هرگز ضدديکتاتوري
نبود" پس چرا که تمام نوشته ها و سخنرانيهاي دکتر مصدق بنام
ملت ايران است و جمله مشهور او "اگر زندگي توام با آزادي و
استقلال نباشد بقدر پشيزي ارزش نخواهد داشت" که مثل خار در چشم
اين گردانندگان است را بخواهند ناديده بگيرند. گر چه عجيب نيست
که دلقکها در صحنه نقشهاي مختلفي را بازي مي کنند و تمام ناموس
و شئونات ملي را به مسخره گرفته اند، انتخابات قلابي برقرار مي
کنند، زنان را بخاطر روسري بالا رفته در خيابانها مي کشند و مي
زنند، زنداهايشان پر از آزاديخواهان است حالا ميگويند مصدق به
اندازه کافي دمکرات نبود اگر مصدق مثل ايشان آدم مي کشت و
ابتدايي ترين حقوق مردم را زير پا مي گذاشت آن وقت مي توانست
دمکرات منش باشد. ولي همه اين شعبده بازي ها فايده اي ندارد.
آدمکش، آدمکش است حتي اگر پرچم «آزادي» بردارد و از بيوه
قهرمان مردم ايران استفاده سياسي کند.
کامبيز قائم مقام - لوس انجلس
۱۵اوريل 2008
آخرین
مطالب
|