اندرحکايت،اعطای جایزه موسسه کیتو به اکبر گنجی!

 

حافظ ميگويد:

 

ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است

قوت دانا همه از خون جگر می بینم

 

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان     

 

طوق "زرین" همه بر گردن "خر" می بینم

 

موسسه تحقیقاتی کیتو یکی از مراکز تحقیقاتی کشور آمريکا در زمینه سیاست گذاری عمومی است که بدون وابستگی حزبی، مدافع توسعۀ اقتصاد آزاد درجهان و محدود نمودن دخالت های بيشمار حکومتهای ديکتاتوری است، که درشهر واشنگتن استقراريافته است، مرکز اين موسسه روز دوشنبه با اعلام خبر تعجب برانگيزاعطای جایزه 500 هزار دلاری اين سازمان به آقای اکبر گنجی علل اعطای آن را حمایت وی از "دمکراسی سکولار و افشای دخالت حکومت جمهوری اسلامی  در قتل مخالفین رژیم مذهبی ایران" ذکر کرده است. آقای ادوارد اچ کرین رئیس اين موسسه در بیانیه ای که بر روی تارنمای این موسسه نيز منتشر گرديده، گفته است: "اکبر گنجی در مبارزه برای آزادی در ایران رنج های عظیمی را تحمل کرده است." لازم به يادآوريست که  جایزه میلتون فریدمن يعنی جايزه مذکور برای پیشبرد آزادی از سال 2002 رايج شده و هر دو سال يکبار به یک چهره سرشناس و منتخب اين موسسه تعلق می گیرد.

 

ميگويند وقتی انسان ماسك به چهره مي‌زند و با نقاب صورت اصلي خود را مي‌پوشاند، پس از مدت زمانی اين نقاب مردم فريبی و اين ماسك دروغين به صورتش مي‌چسبد واو هنگام درآوردنش ای بسا كه پوست صورت خود را با آن بكند و چهره ای ناموزون بيابد. نگاهی بيغرضانه به کارنامۀ مبارزاتی آقای اکبر گنجی نشانگر آنست که ايشان درابتدای ورودشان به صحنۀ سياسی تلاش فهميده شده ای برای پيروزی مشتی اسلامگرای فاشيست ومتحجربرای بدست گرفتن حکومت يک کشورکه به گواه دوست و دشمن مسيرپيشرفت بسوی يک جامعۀ مدرن و امروزی راطی مينمود و برابر اسناد تاريخی موجود دارای شاخص های قابل قبول بعنوان يک جامعۀ سکولاربود، وجايگزينی آن با يک حکومت قرون وسطائی و افراطی براساس مذهب دگماتيستی شيعه بوده است، داشته اند. تامل کافی درمطالب فوق مارا به اين نتيجۀ غيرقابل انکار ميرساند، که ايشان عامداً و با آگاهی برضد اساس يک دولت سکولارومدرن بپاخاسته اند. پس اگرامروزايشان کوشش ميکند که عناوين فريبندۀ همانند پشتيبانی از سکولاريسم وتلاش برای استقراريک حکومت عرفی درايران را بعنوان هدفهای سياسی خود مطرح وتبليغ نمايند ، اين امرصرفاً، همانند بکارگيری يک نقاب فريبنده برای پوشش چهرۀ واقعی خود ايشان است.درادامۀ شرح سوابق باصطلاح مبارزاتی او بايد از تلاشهایش برای استقرار وتاسيس يک نهاد مخوف،سرکوبگرو ضد مردمی بنام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» که امروزهمانند سازمانهای گانگستری و مافيائی حيات ايرانيان را دردرون و برون کشورتهديدوکليۀ تلاشهای آزاديخواهی درکشوررا درنطفه خفه مينمايد، نام برد.

 

 به قول چالشگر سياسی آقای ایرج مصداقی "در همان روزهایی که بسیاری از نیروهای اپوزیسیون و پناهجویان ایرانی با دربدری، بدبختی و سیه روزی در ترکیه روز را به شب می‌رساندند، او وابسته فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در ترکیه بوده است. این درست در زمانی است که این سفارتخانۀ رژيم سخیف‌ترین توطئه‌ها را بر علیه هموطنان ما که از بند رژیم رسته بودند درکشور ترکیه اجرا می‌‌کرده. در دوران مذکور سفارت جمهوری اسلامی در ترکیه با مدیریت منوچهر متکی وزیرخارجه‌ فعلی رژیم نقش فعالی درگسترش تروریسم بین‌المللی درمنطقه داشته است."  سايرکوششهای پنهان او درقالب عامل مورد اعتماد دستاربسران حاکم درتحکيم يک حکومت ديکتاتوری و خونخوارمواردی است که بايد با دسترسی به اسناد و مدارک مربوطه به افشای آنان پرداخت. پس ازوقوع فاجعه بار قتلهای زنجيره ای و کشتار پنج تن از مبارزان درزمان رياست جمهوری آخوند خاتمی و رويدادهای مرتبط با آن اين تعدادی از پرسنل اطلاعاتی وفاداربه حکومت بوده اند که باشارۀ رژيم اطلاعات ويژه و هدايت کنندۀ ای دراختيار او قرارميداده اند تا اکبرگنجی با افشای آن و ايجاد اسکاندال و هو و جنجال موازی ازشدت و حدت انعکاس مطالب مربوط به جنايتهای رژيم کاسته و همزمان اعتبارحکومت خاتمی  راکه درآنزمان مجبورشده بود تا برای کاهش بحران حاد حادث شده درکشور، وزارت اطلاعات مجری اصلی قتلها را نشانه بگيرد، به تضعيف بکشاند. آنچه که وی درکتاب «عاليجناب سرخ پوش» درخصوص روباه مکار يعنی آخوند رفسنجانی نگاشته است نيزبه سفارش قبلی ملای جنايتکار خامنه ای وبرای کوتاه کردن آستين شيخ رفسنجان بوده که درهربحران ملی تلاش دارد همانند پدربزرگ خانواده بوسط گود معرکه بپرد واين امر را به ملت ايران القا نمايد، که اودرکشورهمواره محول الاحوال است و بدين طريق «مقام رهبری» را درسايه محبوبيت خود قراردهد. اقدامات مشابه رفسنجانی دروقايع بعد از انتخابات خرداد1388 تا امروز که بالاخره به پاچه خواری و دست بوسی خامنه ای مکار توسط هاشمی انجاميده، مويدی بر اين ادعاست.اکبر گنجی اين مدعي «سكولاريسم خواهی»٬ درنشريۀ نيوزويك بين المللي بتاريخ نوزدهم ماه نوامبر 2007ادعا مينمايد كه" ترجمه غلط از ولايت فقيه امام خمينی منجر به ظهور فاشيسم شد۔ اما با ترجمه دمكراتيك از ولايت فقيه خميني ميتوان ازبروز فاشيسم درکشور جلوگيری كرد!! بنظر ميرسد تعمق در اين سخنان و گفتارنيات واقعی او را برملا سازد. اکنون اگر به نحوۀ و چگونگی پرتاب شدن آقايان، اکبرگنجی،محسن کديور،مهاجرانی ،سروش، محسن سازگارا وديگرهمکارانشان به کشورهای غربی بدقت توجه نمائيد ، به وجوه اشتراکاتی قابل توجه در بين آنان بسهولت پی خواهيد برد!

 

1 ـ سابقه ای ديرپای همكاری صميمانه و تنگاتنگ آنها با ارگانهای فاشيستی و جنايتكار جمهوري اسلامی.

 

2 ـ سوابق ننگين گذشتۀ همكاري بيشرمانۀ خود با رژيم ضد انسانی جمهوری اسلامی را نه تنها انكار نمينمايند بلکه در صورت اعتراض مخالفين، ازانجام آن اعمال و کردار اقدام به دفاع هم مينمايند۔

 

3 ـ همواره و در هنگام لزوم در جهت اجرای ماموريت اصلی خود از نقش پوششی خارج و به چهرۀ واقعی درميآيند و با عنوان " فعال سياسي مدافع اسلام اصيل" به پروپاکاند وتلاش مذبوحانه برای جلب توجه رسانه های جهانی و دولتهاي غربی ميپردازند.کوششهای شناخته شدۀ نامبردگان در بالا و ديگرهمپالکی هايشان، نه تنها اقداماتی شناخته شده برای پابرجائی و تداوم حکومت جبار اسلامی است، بلکه تواماً پيشبرد پروژۀ ننگين ديگر«نوانديشان دينی» است که قصد دارند با بزک و دوزک کردن باورهای کهنه و نخ نما و بترتيبی نوسازی«متجددانه» تفکرات قرون وسطائی اسلامی دوران خوفناک وآزمايش خونبار ديگری برای مردم ايران تدارک بينند. اما آنها غافل از هوشياری و آگاهی کافی ايرانيان اند. اين جماعت که اينک درغرب ظهورنموده وکوشش دارند با استفاده از وسائل و حيل گوناگون موج سواری نموده و با ادای شعارهای راديکال وفريبندۀ سياسی اجتماعی جلب توجه نهادهای فعال اجتماعی درکشورهای آزاد را بنمايند و باصطلاح به مهارجنبش مردمی بپردازند، غافل از آنند که مردم مبارز آنها رابخوبی شناخته وبسهولت ايشان رااز بين خود طرد کرده اند. شايسته است اينک که کشورهای غربی طرفدار آزادی و دمکراسی و نهادهائی بين المللی حامی آزادی چون موسسه تحقیقاتی کیتو ويا موسسۀ"حقوق و دمکراسی " برای تشويق و حمايت مبارزان با اعطای اينگونه جوائزدر آينده کوشش دارند به روند آزادی خواهی و دمکراسی طلبی مردم ايران کمک نمايند، ابتدا عميقاً ومحققانه درخصوص ً نيات ، تفکرات و تلاشهای اصلی سياسی اجتماعی کانديداهای مورد نظر خودشان همانند آقای اکبرگنجی بررسی کافی نموده و آنگاه اقدام به اعطای جوائزخود بنمايند. انجام اين روال مطلوب درآينده ميتواند اعتبار از دست رفته اين موسسات بجهت انتخاب کانديداهای نامناسب درگذشته را جبران نمايد.

 

24 فروردين ماه 2569 ـ www.rudaruish@sarbazan.org

 

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.