|
ادامه طرح « همبستگي ملي براي نجات ايران »
بعلت لزوم تشديد مقاومت و « اعتراض ملي »
هم ميهنان،
در روزگاري به سر مي بريم كه خطر ها از هر سو، ميهنمان، ايران
را، تهديد ميكند.
دشمنان ايران و ايراني، در داخل كشور، براي بقاي حكومت خود به
هر جنايت و خيانتي دست مي زنند و با سركوب هر صداي آزاديخواه،
حق طلب و ملي، به سلطة شوم خود بر ايران ما ادامه مي دهند.
براي بقاء خود بحران مي آفرينند، تا قدرت هاي جهاني و همسايگان
را بر عليه ايران تحريك نمايند. سياست هاي اجتماعي و اقتصادي
ورشكسته آنان، ملت بي پناه ايران را به سيه روزي و فلاكت
افكنده است. فقر و فساد روزافزون، پايه هاي زندگي اجتماعي را
متلاشي كرده است. آگاهي عمومي از عملكرد حكومت به جائي رسيده
است كه اكثريت مردم از دزدي هاي كلان و فساد بي اماني كه
سالانه بيش از 70 ميليارد دلار درآمد نفت كشور را مي بلعد به
خوبي آگاهند و سوداي نابودي اين حكومت در وجود اكثريت مردم
ايران مي جوشد.
درآمد سرشار نفت و گاز و توليد ملي را به يغما مي برند، خود مي
خورند و به هم پالگي هاي خود در گوشه و كنار جهان مي بخشند.
نان را از سفره ايراني مي برند و به كيسه حزب الله لبنان و
حماس مي ريزند. در قصرهايشان، در سايه نيروهاي اهريمني امنيتي
شان مي خوابند و باكشان نيست كه كودكان بي پناه خياباني شب را
چگونه به صبح مي رسانند.
آشوبگري و پيگيري سياست نافرجام هسته اي به شيوه اي نابخردانه
و با جنجال آفريني، صحنه سياست بين المللي و منطقه اي را چنان
به زيان منافع ملي ايران در آورده است كه قدرت هاي بزرگ جهاني
و كشورهاي منطقه به هر بازي سياسي كه مي خواهند، عليه منافع
ملي ايران دست مي زنند و باز هم توسط رژيم به رجزخواني ادامه
داده ميشود. همين شرايط، تماميت ارضي ايران را نيز در خطر دست
اندازي قرار ميدهد. زيرا ضعف سياسي و بازي هاي ناشيانه اين
حكومت ضد ملي در عرصة جهاني به جائي كشيده است كه سران كشورهاي
عرب منطقه اكنون جسارت يافته اند تا بيشرمانه و آشكارا ادعاهاي
واهي خود درباره خليج هميشگي فارس و جزاير سه گانه را در حضور
رئيس جمهوري منتصب رژيم، احمدي نژاد تكرار مي كنند و يا از اين
شرمآورتر آن كه جهت جلب رضايت همسايگان عرب، اسم كاذب «خليج
دوستي» بر روي «خليج فارس» ارائه ميدهند كه بطور مطلق بغير از
«ضديت با منافع و غرور ملي» در اوج زبوني رژيم، معني ديگري
ندارد. جلال طالباني به خود اجازه مي دهد و گستاخانه قرارداد
1975 ايران و عراق را قراردادي، "خائنانه و بي اعتبار" مي
خواند و سپس موقتاٌ دوپهلو پس ميگيرد. دولت آمريكا يك روز با
چماق «درگيري نظامي با ايران» و يك روز با هويج «گزارش امنيتي
مثلا كارشناسانش»، اين حكومت را به تسليم و بند و بست هاي
پنهاني واميدارد.
هم ميهنان، اكنون شرايطي پيش آمده است كه اگر زد و بندهاي بين
المللي با حكومت اسلامي به جائي برسد كه رژيم براي اجتناب از
نابودي و درگيري هاي بين المللي، دست از آشوبگري در منطقه
بردارد و سوداي خام دستيابي به جنگ افزارهسته اي را به يك سو
نهد بختي تازه براي ايرانيان پديد آمده است تا براي براندازي،
اين حكومت نالايق و ستمگر، تنها به اتكاي نيروهاي ملي
آزاديخواه ايران، گام هاي تازه اي بردارند. واقعيت مسلم اين
است كه اين حكومت، هرگز درك و لياقت اداره سرزميني چون ايران،
با مردمي كه غرور و سرافرازي آنان همواره خواستار دستيابي به
آزادي، سربلندي ملي و زندگي پيشرفته و مدرن است را، نداشته و
ندارند. اگر فقط يك روز دست نيروهاي سركوبگر از پشت اين
حكومتگران منفور و نالايق برداشته شود، پايان عمر آنان رقم
خورده است. اما حتي اگر تمامي دولت هاي جهاني نيز دست دوستي در
دست اينان بگذارند هرگز تضميني براي ادامه حيات آنان فراهم نمي
شود.
هم ميهنان: ابعاد پريشان حالي ملي ودر خطر قرار گرفتن موجوديت
ايران، ديگر احتياجي به بحث و توضيح ندارد و ملموس شدن تمامي
واقعيات هولناك داخلي و خارجي فرصتي يگانه در مقابل مبارزان
جدي قرار ميدهد تا در هركجا كه هستند، در چارچوب «همبستگي
ملي» با اتكا به آرمانهاي مشترك و از ميان برداشتن اختلافات
سطحي خود، نفاق و پراكندگي را به يك سونهند و با همة توان خود
براي برانداختن حكومت ديني، به ياري يكديگر به منظور پيشبرد
مبارزه در داخل كشور بپاخيزند. لمس اين واقعيات پيامي بوده است
كه اين رسانه در چند ماه گذشته بر روي آن تاكيد ورزيده و جاي
شكي وجود ندارد كه ادامه پراكندگي موجود سبب حفظ اين بدبختي
ملي و گناهي است، بزرگ بر دوش «مدعيان مبارزه» براي آزادي
ايران. بر اين اساس «بخش سياسي تلويزيون پيام آزادي» با تكرار
اعتقاد بر ضرورت حياتي ايجاد همبستگي جهت رسيدن به نجات ايران،
از همة سازمان هاي سياسي و شخصيت هاي منفرد ملي كه داراي آرمان
هاي مشترك برقراري يك حكومت غير ديني ملي، آزاديخواه و پيشرو،
در ميهنمان ايران هستند، دعوت نموده است تا در چارچوب «دستيابي
به توافق و رسيدن به همبستگي ملي»، نيروهاي خود را براي يك
مبارزه يكپارچه و منسجم، بسيج نمايند.
دستيابي به اين امر، اكنون به ضرورتي فوري تبديل شده است، به
ويژه بدان سبب كه كليه دسته بندي هاي ظاهري رژيم از اصولگرا تا
«مثلا اصلاح طلب»، همگي يكصدا و متحد بر طبل انتخابات ميكوبند
و مي كوشند در شرايطي كه مردم يكپارچه از آنان رويگردان هستند
و اميدي به بهبود اوضاع در زير سلطه اين رژيم ندارند، آنان را
يكبار ديگر به پاي صندوق هاي رأي بكشانند و ورشكستگي خود را در
ساية دروغين و نشدني ترفندي جديد، «يعني ادعاي درخواست
انتخابات آزاد» براي مجلس شوراي اسلامي، پنهان سازند.
اينجاست كه ديگروظيفه هر ايراني مبارز با اين سرنوشت است كه
بايد با هر وسيله كه در اختيار و توان دارد در مقابل اين صحنه
سازي هاي از پيش تدارك يافته شجاعانه برخيزد و براي هميشه به
كلية، ادعاهاي ملي ايرانيان، «فرهنگ، تاريخ، تمدن و درك والا»
جامة عمل بپوشاند و طومار ننگين حكومت آخوندي با پرده هاي
رنگين نمايش هاي گوناگون و نوبتي آنان را، در هم شكند و نشان
دهد كه ديگر هيچ فريبي كارساز نيست و پذيرش ادامة اين حقارت
ملي، ميسر نمي باشد.
اينجاست كه وظيفه محرز هر سازمان مبارز ملي است كه اين فرصت را
از دست رژيم مردم فريب به در آورد و مردم را به دوري از اين
«انتخابات فرمايشي» راهنمائي كند. بايد به مردمي كه رويگردان
از حكومت ديني و نگران از ساخت و پاخت هاي بين المللي و منطقه
اي هستند، اميد و اطمينان داد كه در مبارزه براي رهائي از دست
اين حكومت تنها نيستند و نه تنها، نبايد به كمك بيگانگان دل
بندند، بلكه به هيچ وجه نبايد به آن دارو دسته كه زير نام
"اصلاح طلب"، آزمايش خود را به ملت نشان داده اند و از همان
آخوري ميخورند كه بنيادگرايان ديني دوباره دل بندند!
راه رهائي ايران جز با همت و فداكاري و پيكار همه جانبه و
هماهنگ ميان ايرانيان طي شدني نيست. وظيفه قطعي و گزير ناپذير
سازمان هاي مبارز ملي و آزاديخواه رساندن اين پيام به ملت
ايران و جلب باورهاي مردم و كوشش آنان در جهت دستيابي به
انسجام مبارزاتي براي رساندن پشتيباني عملي به مبارزان داخل
كشور است. براي اجراي اين وظيفه تاريخي تمامي نيروهاي مبارز
ملي با هر عنوان گروهي كه دارند، بايد بدون اتلاف وقت، بعنوان
صاحب سهم در طنين بخشيدن به اين نداي «همبستگي ملي» پاسخ عملي
دهند و با بيرون آمدن از لاك هاي محدودي كه در آن بي نتيجه
عمري را سپري كرده اند و قرار گرفتن در يك جايگاه جديد و
سرنوشت ساز تاريخي، صورت مسأله را بطور بي سابقه اي عوض كنند و
طلسم نفرين شدة "عدم كارآئي اپوزيسيون ملي" را براي هميشه خرد
و خنثي نمايند.
با توجه به اين نكات، امروز بايد، بعنوان اولين قدم اساسي، در
اسرع وقت تلاش جدي آغاز شود، تا روز 22 بهمن آينده را تحت لواي
«روز اعتراض ملي» به يك فرصت مناسب براي ابراز انزجار همگاني
از حاكميت و همچنين تحريم انتخابات فرمايشي پيش رويش هم كه فقط
جهت تحكيم رژيم و ادامة حقارت ملي مي باشد را متحد و يكپارچه
به گوش جهانيان رسانيده شود و به يك فرياد قوي ملي، در
پشتيباني از تمام مبارزان راه آزادي و بويژه كارگران ،
دانشجويان، فرهنگيان و زنان در بند و زنداني، به يك نويد دلگرم
و تعيين كننده براي تمامي ملت اسير ايران تبديل شود.
«بخش سياسي تلويزيون پيام آزادي» با تقديم اين پيشنهاد تكميلي
آماده است تا، ضمن تلاش براي كسب پشتيباني و حمايت ديگر رسانه
ها به منظور تبليغ و آگاهي دادن هر چه بيشتر جهت پياده كردن
اين طرح مهم ملي، به نحو وسيع عقايد و ديدگاه هاي نيروهاي
سياسي پشتيبان اين طرز تفكر سياسي و نجات بخش ملي را سريعاٌ و
همه جانبه بازتاب دهد.
هموطنان: امروز پيروزي در اين مبارزه حياتي كاملا در دسترس ما
قرار دارد و تنها منوط به ارائه ميزان «ظرفيت، صداقت و
فداكاري» از سوي يكايك مبارزان و هر ايراني آزاديخواه ميهن
پرست است و بس.
بخش سياسي تلويزيون پيام آزادي
11 ديماه 1386 برابر با اول ژانويه 2008
مي توانيد با ما از طريق تلفن، فاكس و يا ايميل تماس بگيريددر
شماره هاي زير:
ايميل:
payameazadi@hotmail.com
فاكس: 8305 885 818 تلفن: 8151
885 818
« پيش بسوي همبستگي ملي »
آخرین مطالب
|