خانم بقراط

اینان "هم از برگشت پادشاهی واهمه دارند،

و هم از رفتن جمهوری اسلامی

 

آریوبرزن داریوش

 

آنچه در طول این سالها همیشه سوال برانگیز بوده، همانا نحوه رفتار و عملکرد بخشی از این به ظاهر مخالفان فعلی نظام جمهوری اسلامی است که در دوران فاجعه سال پنجاه و هفت در شمایل مجاهد، فدائی و ملی گرا و دیگران از زمره آتش بیاران معرکه و به هستی درآوردگان این رژیم فاشیستی در میهنمان بوده اند.

 

کسانی که بنظر می رسد امروز از افعال خود بسیار پشیمان اند، لکن توانائی نفی آن اعمال و اقدامات ضد ملی که به تشکیل «جمهوری فاشیستی فقاهتی» و سیه­روزی ملت ایران انجامید را ندارند و اغلب بدون ملحوظ داشتن این معیار اخلاقی، یعنی بها دادن به ارزشهائی والاتر از ارزشهای فردی و اردوگاهی شان درباره مسائل به قضاوتی نیاندیشیده نشسته و اغلب فاقد داوری سنجیده در مسائل تاریخ معاصر کشورمان هستند.

 

چندی پیش روزنامه نگار فرهیخته خانم الاهه بقراط طی مقاله ای جامع پرسمانی بسیار روشن از عده ای از دگراندیشان ایرانی، با این عنوان که "از چه می ترسید؟! از آمدن پادشاهی یا رفتن جمهوری اسلامی؟!" در نشریه کیهان چاپ لندن شماره 1390 مطرح، که به زعم عده ای از آنان، این پرسش روشن "تحریک آمیز و توام با ادعاهای بی استدلال؟!!" بوده است!.

 

این گروه به اصطلاح مخالفان و منتقدان که امروز تحت چتر جمهوری خواهی فعالیت دارند، در مقالاتی در این باب، با دستپاچگی غریبی متفقانه به یک شکل مشابه پاسخ داده اند که ما نه از آمدن پادشاهی «در آینده» وحشتی داریم و نه از رفتن جمهوری اسلامی، این جواب البته بدون توجه به فاکتهای سیاسی و در تضاد آشکار با راهبردها و عملکرد این جماعت در عرصه مبارزه در سالهای اخیر بوده، و متاسفانه دوباره بدون تامل، صداقت و رعایت ارزشهای اخلاقی ارائه شده است.

 

نوع «تدبیر» بسیار مشهود و قابل تشخیص این گروه در سالهای اخیر، به گفته خانم بقراط: بزیر عبای رژیم رفتن «روشنفکران» برای دفاع از جمهوری در برابر پادشاهی میباشد، که توانسته ماهیت و عملکرد آنها را به طور مشخص و آشکار تصویر کند.

 

شواهد روشنی در رابطه با اتخاذ این سیاستهای ایشان در سالهای اخیر، چون، حمایت بیدریغ از تاکتیکهای اصلاح طلبان حکومتی، و همسو شدن با راهبردهای آنان در موقعیتهای گوناگون، در سالهای اخیر و بطور عمومی به جهت، حفظ نظام و ترس دائمی از اسقاط «جمهوری اسلامی» می باشد. زیرا از پای در آمدن رژیم اسلامی در ایران می تواند زمینه ساز حصول به انجام همه پرسی از یکایک ملت ایران در یک فضای دمکراتیک و آزاد باشد، که یکی از دستاوردهایش ممکن است بطور احتمالی به انتخاب یک نظام پادشاهی پارلمانی در آینده منتهی شود، که قبول و پذیرش آن از نگاه این دسته سرانجامی بسیار هولناک و غیرقابل پذیرش برای آنها و کشور خواهد بود.

 

زیرا آنها اگر چه به ظاهر متظاهر به دمکراسی و آزادی خواهی هستند اما، هر گونه اتحاد برای تحقق دمکراسی که موکول به انتخاب نوع نظام ایران در آینده «رفراندوم عمومی»، به امکان بازگشت سلطنت مشروعیت بخشد را مثبت نمی‌دانند و آنرا پروژه‌ای آزمون شده و شکست خورده تلقی می کنند. این دلائل مدقن نشان از آن دارد، که آنها بدین جهت به حفظ رژیم «جمهوری اسلامی» دلبسته اند، چون حفظ این جمهوری فاشیستی و «اصلاح» آنرا به سقوط جمهوری اسلامی و انجام یک رفراندوم عمومی در مورد نوع نظام آینده در کشور را ترجیح می دهند.

 

و براساس ارزیابی های اجتماعی خود، چون به محبوبیت شان در نزد مردم مطمئن نیستند، لذا از نتایج آن به نفع خویش اطمینان نداشته، تا به این امر دمکراتیک اما پرمخاطره تن در دهند. به یقین میتوان گفت، که این افراد به وضوح هم از آمدن پادشاهی وحشت دارند! و هم از رفتن جمهوری اسلامی بسیار دل نگرانند! و نکته تامل برانگیز در اینخصوص پاسخهای بعضی از تئوری پردازان این گروههای سیاسی است، که با تکرار در بکارگیری از همان تاکتیکهای شناخته شده قبلی، با استفاده از طرح پارامترهای انتقادی از رژیم پهلوی ها و به منظور اخذ تائید مخاطبان خویش، در ادامه به حقنه کردن مطالبی بی ارتباط با موضوع بحث به خواننده و انجام عملیات فریب بمنظور پاک کردن صورت مساله در اذهان خوانندگان می پردازند. شگفت آورتر اراده بعضی کسان است، که طی این سال ها از همبستگی و اتحاد مبارزان ایرانی مجدانه جلوگیری نموده، و اینک در کمال حیرت و ناباوری ضمن تذکر شرایط سیاسی اسفناک کشور، بیان وجود بحران‌ها و خطرات عمده‌ برای ملت ایران و تصویر فقر و زندان و شکنجه و تحقیر و هزاران مشکل اساسی دیگر، آنانی که طی این سالها وجود این خطرات عمده را توجه داده و مخالفان را به اتحاد در عمل با حفظ اختلافات در عقیده دعوت کرده اند، را اینک به ظاهر به همبستگی می خوانند.

 

آنها که بر خانم بقراط خرده می گیرند، که ایشان با طرح اینگونه سئوالات و یا انتشار مقالات خود «همواره "روشنفکران" مخالف خود را مورد توهین قرار می‌دهند». غافل از این نکته اند که دریافت کنندگان بی ضابطه و فله ای عنوان "روشنفکری" مورد اشاره شان بطور عام تنها دارای ویژگی "مخالفت با پادشاهان پهلوی" هستند. آنها بسادگی تلاش می کنند برای این دسته به نحوی آبرو و اعتبار سیاسی کاذب کسب نمایند. به قول متفکری دانا "روشنفکر کسی است که با بکارگیری خرد به آینده نگری بپردازد."با ذکر این بیان اکنون این پرسمان مطرح است، که در فهرست روشنفکران مورد نظر این نویسنده آیا احدی را میتوان یافت که گفته فوق در مورد ایشان مصداق داشته باشد؟ این هموطنان ما باید بدور از هر گونه تعصب سیاسی، امروز بیاندیشند که بقای جمهوری اسلامی با گذشت ایام، کشورمان را با شتابی فزاینده به سوی نیستی و نابودی سوق می دهد، و عملکرد حکومت در عرصه سیاسی و اقتصادی نیز هستی همه ایرانیان را عاقبت بر باد خواهد داد. این دوستان باید تفکر کنند که نبش قبر تاریخی رویدادهای گذشته تاکنون چه گشایشی در حل معضلات سیاسی اجتماعی ما توانسته است بازی کند؟

 

اکنون اندیشیدن به ایران و سرنوشت ملت ایران باید انگیزه، اصل مهم و تنها راه گریز از این دایره شیطانی باشد که میهن پرستان راستین سالهاست در آن گرفتار آمده اند. این دگراندیشان اگر تمایل به ایجاد یک همبستگی پایدار برای ورود کشورمان به جرگه جامعه متمدن جهانی داشته باشند، چاره‌ای جز این نخواهند داشت، که با قبول "همه" آنهائی که به ارزشهای پذیرفته شده بین خود پایبند هستند توان ایجاد جبهه‌ای کارآ و موثر از همه مبارزان دمکرات و آزادیخواه، که در آن هر تلاش و تدبیری در جهت تامین منافع ملی ایرانیان صورت تحقق پذیرد، را فراهم سازند.

 

اصرار و پافشاری مستمر بر تحقق خواسته های ایدئولوژیک و عدم اعتقاد به تدابیر موثر دیگر اندیشان برای حصول به یک شرایط دمکراتیک و آزاد برای مردم ایران، تا به انتخابی آزادانه در نوع نظام آینده بپردازند تنها نقشه راهی است که ما را به هدف نهائی خواهد رسانید.

 

 آدینه ۱۴ بهمن ۱٣۹۰ - ٣ فوریه ۲۰۱۲

rudaruish@gmail. com – www. sarbazan. org

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.