درپی افزایش تنش میان ایران و اسراییل

«آیا خلیج فارس گورستان جمهوری اسلامی خواهد شد؟»

 

فرامرز دادرس

کارشناس اطلاعاتی- نظامی

 

همه نشانه ها حاکی از آن است که خلیج فارس، و بویژه تنگه هرمز، می تواند نقطه آغازی بر پایان جمهوری اسلامی باشد. کمی پس از پایان جنگ جهانی دوم و با آغاز جنگ سرد، بارها شنیده شد که فتنه جنگ جهانی سوم، از خلیج فارس بر خواهد خاست.

 

تردد ناو های جنگی کشور های غربی در خلیج فارس، هم زمان با رزمایش ها و تهدیدات جمهوری اسلامی بر سر بستن تنگه هرمز، هر لحظه می تواند از یک سو، برای جمهوری اسلامی و از سوی دیگر برای غرب، لحظات تاریخی و سرنوشت سازی را رقم بزند. بازی ناشیانه ای که جمهوری اسلامی در خلیج فارس آغاز کرده است، بی تردید منجر به مات شدن رژیم آیت الله ها در شطرنج تاریخ خواهد شد.

 

عبور از تنگه هرمز، تهدید یا تحریک!

فرماندهان ایرانی، پس از مانور اخیر در آب های خلیج فارس و دریای عمان، اعلام کردند که قرار است ماه آینده نیز یک مانور نظامی مشترک میان نیرو های دریایی ارتش و سپاه، به هدف تمرین برای بستن تنگه هرمز برگزار شود. ماه گذشته، سرلشکر، عطاء الله صالحی، فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از خروج ناو هوایپمابر «جان استینز» از خلیج فارس گفته بود؛ توصیه می‌کنیم این ناو دیگر به منطقه بازنگردد.

 

چند روز پس از این تهدید جهانیان شاهد عبور ناو هواپیمابر آمریکایی “آبراهام لینکلن” همراه با پنج کشتی جنگی دیگر از جمله یک ناو محافظ انگلیسی و یک شناور فرانسوی بدون حادثه از تنگه هرمز بودند. ناو لینکلن جایگزین ناو ”یو اس اس جان استنیس” می‌شود.

 

لئون پانه‌ تا، وزیر دفاع آمریکا، روز شنبه بیست و یکم ژانویه، اعلام کرد؛ «ناو هواپیمابر “یو اس اس اینترپرایز” عازم خلیج فارس می شود و عبور آن از تنگه هرمز، پیامی مستقیم به ایران است، این ناو حضور دریایی ما را نمایندگی خواهد کرد، تا ثابت کند که حضور ما در خاورمیانه تداوم خواهد داشت».

 

آیا این گفته های وزیر دفاع آمریکا، همراه با تحریم های اقتصادی هرچه بیشتر علیه جمهوری اسلامی، پس از سال ها مماشات و دنبال کردن سیاست چماق و هویج، می تواند؛ تهدید یا تحریک جمهوری اسلامی برای آغاز یک جنگ تمام عیار باشد؟ بی شک بازنده این جنگ، از هم اکنون جمهوری اسلامی خواهد بود.

 

بودجه نظامی کشور های درگیر در خلیج فارس

آمریکا در نظر دارد در ده سال آینده بیش از پانصد میلیارد دلار، در بودجه نظامی خود صرفه جویی کند. بودجه نظامی آمریکا در سال 2011، با ششصد و نود ودو میلیارد دلار، بالاترین بودجه در میان نیرو های نظامی جهان بود، این بودجه در حال حاضر، دربر گیرنده چهل و هشت در صد از کل بودجه های نظامی جهان، و سی برابر بودجه نظامی ایران می باشد.

 

بودجه نظامی بریتانیا و فرانسه، دو کشور هم پیمان اصلی آمریکا در جنگ احتمالی علیه ایران، هریک در حدود پنجاه میلیارد دلار است. عربستان، اسراییل و کشور های امیر نشین خلیج فارس بیشترین بودجه نظامی خاورمیانه را بخود اختصاص داده اند.

 

بودجه نظامی ایران در سال گذشته، برابر هجده میلیارد دلار تعیین شد، دولت ایران در ماه مارس 2011، برابر چهار ونیم میلیارد دلار دیگر به بودجه نیرو های مسلح ایران افزود و این رقم به بیست و دونیم میلیارد دلار رسید. بخش مهمی از بودجه نیرو های مسلح ایران، برای برقراری امنیت داخلی رژیم و به منظور سرکوب مخالفین، به بخش های امنیتی کشور اختصاص داده شده است.

 

آرایش و توان نظامی نیرو ها در خلیح فارس و دریای عمان

آرایش نظامی و استعداد نیرو های غربی و دیگر نیرو های خارجی در دریای عمان و خلیج فارس، همواره با افزایش تهدیدات و خطرات و رویداد های سیاسی منطقه در حال تغییر می باشد.

 

نیرو های نظامی ایران

بر مبنای دکترین نظامی جمهوری اسلامی، خلیج فارس و در یای عمان در دو سوی تنگه هرمز به دو بخش جداگانه تقسیم شده اند؛ دریای عمان و مدخل ورودی به خلیج فارس، زیر نظر نیروی دریایی ارتش قرار گرفته است و پاسداری از خلیج فارس در اختیار نیروی دریایی سپاه پاسداران می باشد.

 

استعداد یکان های نیروی دریایی ایران، هجده هزار تن می باشد. این نیرو مجهز به سه زیر دریایی روسی، کلاس کیلو (877 EKM)، به نام های؛ (طارق-901)، (نور-902) و (یونس-903) می باشد.

 

هفده زیر دریایی کوچک به نام (غدیر) شماره گذاری شده از (942) تا (958)، چهار زیر دریایی مین گذار، کلاس (یوگو) ساخت کره شمالی و دو زیر دریایی مین گذار، کلاس (نهنگ) که می توانند در صورت نیاز با اژدر اهداف خود را مورد حمله قرار دهند. گفته می شود که به زودی یک زیر دریایی نیمه سنگین پانصد تنی، کلاس کیلوی روسی، ساخت ایران به نام (فاتح) در خدمت نیروی دریایی ایران قرار خواهد گرفت.

 

ناو شکن جماران در سال 2007 میلادی، به خدمت نیروی دریایی ایران در آمد، این ناو شکن، باز سازی شده یکی از ناو های کلاس (کمان) فرانسوی است که در سال 1975 برای نیروی دریایی ایران خریداری شده بود، این ناو، در دوران جنگ میان ایران و عراق، در تاریخ 18 آوریل 1988، در یک نبرد دریایی به نام ”عملیات آخوندک” توسط موشک های آمریکایی آسیب دیده بود. حمله نیرو های آمریکایی در پاسخ به مین گذاری جمهوری اسلامی در خلیج فارس و آسیب دیدن یک ناوشکن آمریکایی انجام شده بود.

 

پنج ناو شکن؛ الوند (F-71)، البرز (F-72)، سبلان (F-73)، مواج (376)، مواج (377)، سه ناو جنگی؛ بایندر (81)، نقدی (82)، حمزه (802).

 

دوازده قایق تند رو گشتی و موشک انداز، کلاس کمان فرانسوی، به نام های؛ (کمان، ژوبین، خدنگ، پیکان، جوشن، فلاخن، شمشیر، گراز، گردونه، خنجر، نیزه و تبرزین، شماره گذاری شده از (P221) تا (P232).

 

ده قایق گشت زنی مدل (021) به نام های؛ (فتح، نصر، صف، رعد، فجر، شمس، معراج، فلک، حدید و غدیر، شماره گذاری شده از (P 313-1) تا (P313610).

 

بخش بزرگی از تجهیزات نیروی دریایی سپاه پاسداران از قایق های کوچک و تندرو تشکیل شده است. ده قایق ساخت چین بنام (گربه چینی)، حدود چهل قایق تندرو ساخت کره شمالی و کپی شده در ایران، مجهز به اژدر یا موشک های دریا به دریا، حدود هزار و سیصد قایق کوچک مجهز به سلاح های نیروی زمینی وسلاح های ضد تانک، قدرت دریایی ایران را در خلیج فارس و دریای عمان تشکیل می دهند.

 

در صورت جنگ احتمالی، جمهوری اسلامی می تواند از کشتی ها و قایق های حمل و نقل و ماهیگیری نیز بهره برداری نماید.

 

ایران، در حدود پنج هزار مین دریایی ساخت کره شمالی در زراد خانه های خود دارد، مین های مدل (EM-11) و (EM-31) و مین های پر قدرت (EM-52) که می توانند یک موشک را با نزدیک شدن هدف فعال کنند. روس ها نیز حدود هزار مین مدل (MDM-6) به ایران فروخته اند.

 

در بهمن ماه ۱۳۸۷ خورشیدی، نیروی چهارمی در کنار سه نیروی دیگر ارتش ایران بنام ”قرارگاه پدافند هوایی ارتش” از تقسیم نیروی هوایی برپا شد و همه سامانه های پدافند هوایی؛ رادار ها، دستگاه های گرد آوری اطلاعات، آتشبار های موشکی کوتاه، میان برد و بلند، زیر فرماندهی این قرارگاه قرار گرفت. تا پیش از آن ارتش ایران از سه نیروی هوایی، زمینی و دریایی سازمان یافته بود.

 

ارتش ایران هم چنین مجهز به موشک های زمین به دریا به نام های (کوثر)، (نور)، رعد و کرم ابریشم می باشد که در جزایر ابو موسی، تنب، سیری و قشم مستقر شده اند.

 

موشک های مدرن زمین به دریا، مدل (HY-2) چینی، به نام (رعد) و موشک های (SS-N-22 Sunburn) و (SS-N-26 Yakhont) برد؛ دویست تا چهارصد کیلومتر در کرانه های جنوبی ایران برای محافظت از بنادر کشور مستقر شده اند.

 

هواپیما های سوخوی (Su-24 Fencer) و (F-4-D) و (F-4-E) نیروی هوایی ایران نیز قادرند، موشک های هوا به دریای (C-801K)، (C-802)، (Noor) و (Kowsar-2) را پرتاب کنند.

 

استعداد یکان های نیروی هوایی ایران، سی هزار تن می باشد. شمار هواپیما های جنگی ایران حدود 319 فروند گزارش شده است، از این تعداد، هشتاد در صد آن را هواپیما های ساخت روسیه تشکیل می دهند. تنها شصت در صد هواپیما های آمریکایی که در دوران شاه خریداری شده بودند، هنوز قابل استفاده می باشند. همه ساله در رزمایش های هوایی، یک یا دو فروند هواپیمای جنگی ایران به دلایل گوناگون دچار سانحه می شوند و سقوط می کنند.

 

به دلیل تنوع مدل هواپیما های نیروی هوایی ایران، که ترکیبی از هواپیما های روسی و آمریکایی هستند، مسئله تعمیر و نگهداری هواپیما ها برای این نیرو درد سر ساز شده است. این دشواری به ویژه در بخش هواپیما های جنگی که از (Mig-29) روسی، (F-14) و (F-4 Phantom) آمریکایی تشکیل شده است، بیشتر به چشم می خورد، یکدست نبودن نوع هواپیما ها، دشواری هایی را درهمکاری وهماهنگی این نوع هواپیما ها در صحنه نبرد به وجود می آورد.

 

استعداد یکان های نیروی زمینی ارتش ایران، پانصد و هفتاد هزار تن می باشد. از این شمار، سیصد و پنجاه هزار تن کادر ثابت و دویست و بیست هزار تن وظیفه می باشند.

 

استعداد یکان های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نزدیک به صد و سی هزار تن می باشد، این یکان مستقل، خود دارای نیروهای زمینی، هوایی و دریایی است و سپاه قدس، بازوی عملیات خارجی و تروریستی آن بشمار می رود.

 

نیرو های زرهی ارتش و سپاه پاسداران ایران، مجهز به هزار و ششصد تانک و خود رو زرهی می باشند، صد فروند از این تانک ها، به نام تانک ” ذوالفقار” کپی برداری شده از تانک روسی (T72-S) است و با پروانه روس ها در ایران ساخته شده اند. بقیه تانک ها از مدل های (T54) و (T72) روسی تشکیل شده اند که بخشی از آنان جزو غنایم جنگی از ارتش صدام حسین می باشند. بیشترین شمار تانک های نیرو های زرهی ایران را هنوز باقیمانده تانک های آمریکایی (M-60) و (Chieftains) انگیسی تشکیل می دهند.

 

به جز سپاه پاسداران و سازمان های امنیتی کشور، دیگر نیرو های مسلح ایران، از نظر امکانات مالی، سلاح و تجهیزات نظامی، در شرایط اسفناکی بسر می برند، بخش بزرگی از تجهیزات نظامی ایران کهنه و فرسوده شده اند، نزدیک به چهل سال ازعمر اغلب تجهیزات نیرو های هوایی و دریایی ایران می گذرد، شمار قابل توجهی از هواپیما های نیروی هوایی، تجهیزات پدافند هوایی، ناو ها، ناو شکن ها و موشک اندازهای نیروی دریایی ایران، فرسوده و از رده خارج به حساب می آیند. سیستم های ناوبری، هدایت، مخابرات، پوشش راداری و قدرت آتش نیرو های ارتش و سپاه پاسداران، به هیچ روی توان برابری با تجهیزات پیشرفته ای که ارتش های غربی، و حتی کشور های همسایه ایران بدان مجهزهستند را ندارند.

 

در صورت حمله احتمالی از سوی اسراییل، آمریکا و متحدانش، آسمان ایران عملاً در اختیار نیرو های بیگانه قرار خواهد گرفت، و همه تاًسیسات کشور و پایگاه های نظامی محروم از پدافند هوایی شده و هدف قرار خواهند گرفت.

 

ایران برای کاهش آسیب پذیری پدافند هوایی خود، در پی بدست آوردن پدافند موشکی می باشد. هم اکنون بخش بزرگی از نیروی پدافند هوایی ایران بر روی ۲۹ سامانه ضدهوایی موشکی روسی (تور- ام- یک) با برد شلیک ۱۲ کیلومتر و ارتفاع پرواز ۶ کیلومتر استوار است. این سامانه ها در ژانویه ۲۰۰۷ از سوی روسیه به ایران واگذار شده است.

 

جنگ هشت ساله با عراق، سرمایه گذاری در زمینه انرژی اتمی، کوشش برای غنی سازی اورانیوم و دست یابی به سلاح اتمی، سرمایه گذاری در زمینه موشک سازی، هزینه های پشتیبانی از سازمان های انقلابی و اسلامی در جهان، هزینه نیرو های امنیتی و اطلاعاتی رژیم برای تاًمین امنیت داخلی حکومت اسلامی و سرکوب مخالفین در درون و برون کشور، هزینه خرابکاری به منظور مقابله با نیرو های آمریکایی و متحدین غربی آن در افغانستان و عراق، وجود فساد و رشوه خواری در همه ارکان کشور و در پایان، فشار تحریم های همه جانبه، مجالی به رژیم اسلامی نداده است تا بتواند به سرو سامان دادن و تجهیز نیرو های نظامی کشور بپردازد.

 

نیروهای نظامی غربی مستقر در خلیج فارس و دریای عمان

نیروی دریایی آمریکا، بزرگترین نیرو در نوع خود در جهان است، تناژ ناوگان جنگی این نیرو از مجموع سیزده نیروی دریایی بعد از آن بیشتر است، این نیرو، نزدیک به سه هزار ناو، ناوچه، قایق های جنگی، لجیستیکی و ترابری دراختیار دارد. نیرو های انگلیسی و فرانسوی نیز در کنار آمریکا در این بخش از جهان مستقر شده اند.

 

نیرو های دریایی کشور های غربی حاضر در خلیج فارس و دریای عمان، منطقه عملیاتی زیر پوشش خود را به دو بخش تقسیم کرده اند؛ بخش درگیری مستقیم، شامل؛ (خلیح فارس، تنگه هرمز و دریای عمان تا شمال دریای عرب) و بخش نزدیک به منطقه درگیری مستقیم (از شمال دریای عرب تا خلیج عدن و در کناره های شرقی و جنوبی کشور های عمان و یمن).

 

آمریکا دارای هفت پایگاه نظامی در کویت می باشد، ستاد فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا در منامه پایتخت بحرین مستقر است، ستاد فرماندهی ارتش آمریکا در خاورمیانه و آسیای میانه در دوحه، پایتخت قطر مستقر می باشد. آمریکا سه پایگاه در ابوظبی، دوبی و فجیره دارد، آمریکا هم چنین، سه پایگاه نظامی دیگر در مسقط و عمان دارد.

 

نیرو های انگلیسی یک پایگاه در فجیره درکنار آمریکایی ها دارند. نیرو های فرانسوی در پایگاه دریایی خود در ابوظبی مستقر می باشند.

 

کشتی های جنگی و تدارکاتی آمریکا در خلیج فارس:

ناو نیرو بر (USS-Makin Island)، یک اسکادران هلیکوپتر، کشتی نیرو بر، آمفی بی ” آبی-خاکی” (USS-New Orleans)، ناو نیرو بر (USS-Pearl Harbor).

 

ناو های آمریکایی مستقر در خط مقدم در دریای عمان و بخش شرقی تنگه هرمز:

 

گروه شماره یک هوا دریا:

ناو هواپیما بر آمریکایی (USS Cart Vinson)، هشت اسکادران هوایی حمل ونقل، ناو موشک انداز (USS Bunker Hill)، ناو شکن موشک انداز (USS Hasey) و یک اسکادران متشکل از پنج ناو شکن آمریکایی.

 

در منطقه میان دریای عمان و دریای عرب، یک گروه دریایی انگلیسی شامل؛ یک ناوچه جنگی (HMS Somerset)، چهار ناوچه مین روب، یک ناو (Hydrographique) ” نقشه برداری دریایی “ و سه ناو تدارکاتی مستقر شده اند.

 

گروه هوا دریای آمریکایی شماره 3، در منطقه دریای عرب:

ناو هواپیما بر (USS John C Stennis 9 اسکادران هوایی نیرو بر، ناو هواپیما بر و موشک انداز (USS Antietam) و یک اسکادران، متشکل از پنج ناو شکن.

 

یک ناو شکن انگلیسی (HMS Daring)، در آب های دریای عرب نزدیک به کناره های جنوب شرقی کشور عمان مستقر است.

 

گروه هوا دریای آمریکایی شماره 9، در اطراف خلیج عدن:

ناو هواپیما بر (USS Abraham Lincoln 9 اسکادران هوایی نیرو بر، ناو موشک انداز (USS Cape St Gerorge) و یک اسکادران متشکل از هفت ناو شکن.

 

باید در نظر داشت که در صورت شعله ور شدن جنگ در خلیح فارس، نیروهای غربی می توانند از همکاری ارتش اسراییل بر خوردار شوند و روی همکاری هم پیمانان عرب خود در منطقه؛ عربستان سعودی، کویت، امارات متحده و قطر حساب کنند.

 

یک سناریو احتمالی جنگ در خلیج فارس

ژنرال های آمریکایی بخوبی آگاهند که نیرو های ایران، یارای ایستادگی در برابر بزرگترین قدرت نظامی تاریخ جهان را ندارند. ژنرال بازنشسته تفنگدار دریایی آمریکا، پل وان ریپر، کارشناس نظامی، یک آزمایش شبیه سازی استراتژیکی در باره تاکتیک آمریکا در یک جنگ احتمالی با ایران در خلیج فارس انجام داده است. در این بازی جنگی، ژنرال پل ولن ریپر، نقش فرمانده ارتش ایران را بازی می کرده است.

 

در این شبیه سازی، فرمانده ارتش ایران، موفق می شود در دو روز نخست جنگ، اکثر ناو های گروه هوا دریای آمریکا، مستقر درخلیح فارس را به قعردریا بفرستد، نتیجه بدست آمده یاد آور حمله ژاپنی ها به پرل هاربر، بود.

 

در بیست و چهار ساعت نخست این آزمایش، ژنرال وان ریپر، شمار زیادی از قایق های مسلح و تندروی ایران را برای در گیر و سرگرم کردن ناو های آمریکایی بسوی این ناو ها روانه کرد، وی سپس یک حمله بزرگ هوایی و دریایی علیه ناو های آمریکایی انجام داد. در این عملیات نیرو های ایران از موشک های گوناگون استفاده کردند و هم زمان، صد ها هواپیمای کوچک مملو از مواد منفجره، هدایت شده از سوی خلبانان انتحاری، خود را به ناو های آمریکایی کوبیدند، به موازات این عملیات، صد ها قایق تندرو مملو از مواد منفجره، بطور انتحاری خود را به ناو های آمریکایی زدند. این حملات پی در پی، سیستم دفاع الکترونیکی نیرو های آمریکایی را مختل کرد. در پایان، این آزمایش، تلفات تجهیزات و نیروهای آمریکایی؛ یک ناو هواپیما بر، ده ناوچه، پنج فروند قایق آمفی بی، ” آب – خاکی ” و بیست هزار کشته، تنها در دو روز اول جنگ بود. گفته می شود پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، دنباله این آزمایش را متوقف کرد.

 

پس از این آزمایش، پنتاگون، در تاکتیک نظامی خود و نقش ناو های مستقر در منطقه جنگی، به هدف پیروزی آمریکا دگرگونی هایی ایجاد کرد و سپس بازی از سر گرفته شد. ژنرال وان ریپر می گوید: افسرانی که نقش نیرو های قرمز رنگ ” ایرانی” را بازی می کردند، اجازه نداشتند از برخی تاکتیک ها و اسلحه ها در برابر نیرو های آبی رنگ ” آمریکایی” استفاده کنند و ناچار بودند مشخصات و مختصات یکان ها ی خود را در این بازی اعلام کنند، تا پیروزی نیرو های آبی رنگ ساده تر به دست آید.

 

ژنرال پل وان ریپر، می گوید: این آزمایش برای دولت آمریکا، دویست وپنجاه میلیون دلار، هزینه در بر داشت، یک ولخرجی کامل! این آزمایش مشخص نکرد که تاکتیک های بکار گرفته شده از سوی پنتاگون در این بازی جنگی درست بوده است، ولی نشان دهنده بی اعتباری این آزمایش بود.

 

مشکل خود خواهی و اعتماد بیش از اندازه پنتاگون در برتر نشان دادن استراتژی و جنگ افزار های آمریکا در برابر حریفی کوچک، کم هوش، ناتوان که در نهایت یک مغلوب ساده بشمار می رود، وجود دارد، در حالی که آمریکا باید به تجربیات خود در ویتنام، عراق و افغانستان توجه داشته باشد.

 

باید دانست، هرچه که پیش آید و به هر بهایی، پس از آغاز یک جنگ تمام عیار! بی شک حکومت جمهوری اسلامی در آب های خلیج فارس مدفون خواهد شد. بزرگترین گرفتاری غرب زمانی خواهد بود که در یک درگیری مقطعی و کوتاه، جمهوری اسلامی، نیمه شکست خورده را در منطقه رها سازد.

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.