مفهوم، «خط امام»

 

آريوبرزن داريوش

 

امسال و در سالگرد دوبارۀ چهاردهم خرداد روز بسرآمدن عمر روح الله خمينی، بازهم باصطلاح «ويژه گی خط امام»، از سوی هر دو طايفه وارثان خودخواندۀ او يعنی آخوندهای حاضر در قدرت و وابستگان حکومتی شان (اصول گرايان) و آن ديگر جماعت منديل برسر و مکلاهای فروافتاده از فرمانفرمائی بنام «اصلاح طلبان» که هريک صرفاً خود را فقط به تنهائی وارث برحق اين خط ميدانند همچون سندی پربها، به جهت اثبات حقانيت و تبيين اعمال و سياستهای نابکارانۀ آنها در جمهوری اسلامی دوباره بکارگرفته شده است.

 

امر شگفت آور آنکه، اين مفهوم عام و ناروشن « خط امام» که توسط خمينی خواهان ديريست بعنوان تضمين کننده ای خدشه ناپذير برای اثبات درستی و صحت هر نابکاری در عرضۀ سياسی ـ اجتماعی که برسرمردم ايران ميآورند، تاکنون به هيچ روی تشريح و تفسيری واضح و روشن به عمل نيآمده است.

 

عدم توجه به ضرورت انجام آن، يعنی انجام تفسير و اقدام  به آشکارسازی خطی منتسب به روح الله خمينی برای مردم، عملاً مانع بهره برداری ابزاری از آن در تمام زمينه ها و در تحقق مقاصد حيله گرايانۀ و منفعت آور فرزندان ناخلف و دنيادوست او دارد.  زيرا هرگونه اقدام عملی و رسمی برای تدارک و تهيۀ يک توضيح روشن و مشخص «خط امام» برای امت حزب الله، بطور يقين همانطور که بيان شد، موجبات ايجاد محدوديتهای کاربردی برای سود خواهان و منفعت جويان بظاهر ره جوی وی خواهد گرديد.

 

اگر امروزما بدون هيچ غرض و عنادی مصمم شويم در خصوص روشن سازی خطی منسوب  باو بدرستی کاوش و جستجو و به آگاه سازی بپردازيم، لازمست ابتدا بروشنی شخصيت، عملکرد و عمق تفکرات روح الله خمينی به عنوان «حکومتگری» اثرگذار در تاريخ معاصر ميهنمان نکات يادشده را بدرستی مورد بررسی و ارزيابی قراردهيم.

 

در ترسيم عملکردهای او درعرصۀ سياسی و اجتماعی، بايد اذعان داشت که وی در پيشبرد نظرات و اعتقادات دگماتيستی خود، اساساً مردی فاقد اخلاق و بسيار خودکامه بوده است.

 

اگر اخلاق را به معنی رايج "پايبندی به ارزشهائی والاتر از سود آنی و محسوس شخصی و اعتقادی در انسان بدانيم" که ميزان پايبندی و عمل به آن بستگی تام و تمام به ميزان رشد تفکرات هر انسانی دارد، روح الله خمينی در اين حوزه فاقد هرگونه ارزشی مثبت، قابل توجه و بيان است.

 

خودمحوری، جزميت فکری و عدم پايبندی به وعده هايش، پارامترهای منفی ديگری هستند که از آنها بايد بعنوان نقاط بزرگ ضعف يک «رهبر سياسی تئوکرات» ياد نمود.

 

بيان اين نظرات آشکار ديکتاتور مابانۀ وی که، "اگر سی و شش ميليون نفر بگويند آری من ميگويم نه" و دادن وعده های توخالی بدينقرار که "ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را مرفه ميکنيم، زندگی معنوی شما را هم می‌خواهیم مرفه باشد. شما به معنویت احتیاج دارید، معنویت ما را بردند اینها، دلخوش به این نباشید که مسکن فقط می‌سازیم، آب و برق را مجانی می‌کنیم، اتوبوس را مجانی می‌کنیم، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویت شما را، روحیات شما را عظمت می‌دهیم ..." نمونه هائی بسيار مختصر و غيرقابل انکار بر مدعای صفات ناپسند او در عرصۀ حکومتگری است.

 

خمينی را بدرستی ميتوان یک ماکیاولیست به تمام معنی و فرصت طلب که هدف برایش هر گونه وسیله ای را توجیه مینمود، ناميد.

 

از جانب ديگر خصائل منفی، همانند خشونت و بی رحمی بطور غيرقابل باور در وجودش نهادينه شده بود.

 

به کشتارهای هزاران زندانی سیاسی بيگناه که در سال 67 و بدستور مستقیم او که به بهانۀ واهی "برای حفظ نظام" صورت گرفت بنگريد! تا دريابيد روح الله خمینی چگونه با تحمیل ایدئولوژی عقب ماندۀ مذهبی اش فرهنگ آدم کشی، جنايت و سر به نيست ساختن مخالفان فکری و عقيدتی خود، بانضمام فرهنگ دروغ، تظاهر، جهل و خرافه را در سرزمین مان ايران اشاعه داد. او با دنائت ويژه ای به مردم درس جاسوسی و آدم فروشی ميداد و با اين رهنمود موذيانه که : "بر همه ما واجب است که نظر کنیم و توجه کنیم و نگذاریم که غائله‌ای پیدا شود. منع جاسوسی از حرف‌های احمقانه‌ای است که از همین گرو‌ه‌های غيراسلامی القا می‌شود که جاسوسی خوب نیست. اما برای حفظ اسلام و حفظ نفوس مسلمین بسيار واجب است."  "مردم باید پند بگیرند از آن مادری که پسر خود را آورد و بدست محاکمه سپرد و آن پسر اعدام شد. این یکی از نمونه های اسلام ناب است و دیگران هم باید همینطور باشند. اولادها و برادرها و فرزندان خودشان را اگر نصیحت نپذیرفتند معرفی کنند تا به مجازات برسند. دانش آموزان عزیز باید با کمال دقت اعمال و کردار دبیران و معلمین را زیر نظر بگیرند که اگر خدایی ناکرده در یکی از آنها انحرافی ببینند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمایند… فرزندان عزیزم در صورتیکه مشاهده کردند که بعضی از دشمنان در لباس دوست و همشاگردی میخواهند آنانرا جذب گروه خود کنند به مقامات مسئول معرفی نمایند و سعی کنند اینکار خود را به صورت مخفی انجام دهند."  در باب تشویق به عمل جاسوسی همسایگان از یکدیگر و پيام او اينچنين بود که: "واجب بر همه ما، بر همه شماست که اگر توطئه‌ای دیدید و اگر رفت و آمد مشکوکی دیدید خودتان توجه کنید و اطلاع دهید. بر همه ما واجب است که جاسوسی کنیم." در کلامی بسيار ساده خمينی دشمن انسان، آزادی و مقولۀ های ترقی، پيشرفت و مدرنيته در کشورمان بود. دوران زندگانی ده سالۀ خليفه گری او موجبات نابودی اکثر زيربناهای فرهنگی و اجتماعی در ايران گرديد. اقدام به کشتار هزاران انسان بيگناه در زندانها، براه انداختن جنگ خانمانسوز هشت ساله با صدام حسين از جملۀ آنهمه تصميمات ضد انسانی و ضد ايرانی او بوده است. وی را ميتوان با ملای ايرانی ستيز و متحجر ديگری چون شيخ فضل الله نوری بدرستی مقايسه کرد. روح الله خمينی در حقيقت پایه گذار نکبت و خفتی بنام حکومت جمهوری اسلامی در ايران شد. و در واقع بانی تفکری قهقرائی و غيرمتمدنانه بنام ولایت فقیه است. نظریه ای که ملت را از نظر عقلی ناقص، عقب مانده و محتاج به داشتن شبان برای هدایت دارد.

 

او تا انجا مردم را مورد تائيد خود قرار ميداد، که امت بدون تفکر و رای مستقل بطور چشم بسته بدنبالش بدوند و از او کورکورانه اطاعت کنند.

 

کسانی که امروز کماکان با اصرار، از عقاید منحط و قرون وسطائی او يعنی منفورترین حکومتگر تاریخ معاصر ايران دفاع میکنند یا بسیار نا آگاه و بی خرد و یا شارلاتان های سیاسی جهان امروزند.

 

سیاست مداران کهنه کار بی اخلاقی که او را مقدس میشمارند و بسختی کوتاه ترین انتقادی از او را بر نمی تابند در واقع توجیه گر و تبيين کنندۀ گذشته و تفکرات بغایت واپس گرایانه خود و بعضا اعمال و جنایاتی هستند که خود بطور مستقیم و یا غیر مستقیم و در تحت امر خمينی در حق مردم مرتکب شده اند.

 

با بيان اين توضيحات و يادآوريهای بسيار مختصر، اکنون بواقع ميتوان کسانی را يافت که «خط خمينی» را صراط مستقيم و مسيری هموار با ويژه گيهای شاخص سياسی اجتماعی و اخلاقی برای نيل به نيکروزی ايرانيان بدانند؟ يا آنکه به روشنی دريافت شده است که «خط امام» برای گروه های «خط امامی» و سينه چاکانش در حقيقت ابزاری برای موجه جلوه دادن سرکوب عمومی، انجام قتل مخالفان و دگرانديشان سياسی، غارت اموال مردم و چپاول ثروت های ملی ايران،  و تواماً مصون ماندن از تعقيب و مجازات قانونی و قضائی بعنوان «خوديها» ميباشند.

 

با عقل سليم و بدون هيچگونه ترديدی ميتوان گفت مدعيان خط فاقد هويت و نامفهوم «امام» و رهبرشان سيدعلی خامنه ای که امروز خود را در مواضع مثلاً اميرالمومنين زمانه ديده و غيرخودی های امروز که معتقد به همين خط بوده و از همراهان اسبق خود و یاران و نزدیکان گذشتۀ خمينی ميباشند را طلحه‌ها و زبیرهای امروز قلمداد ميکنند. و آن گروه مقابل که سنت گرايان حاکم را «یاور و شرکاء» در قتل‌های زنجیره‌ای و قتل و جنايتهای بعد از انتخابات ميشناسند بدرستی نامفهومی، بی هويتی و ابزار گونه بودن اين خط جعلی و فاقد اصالت را بطور آشکار و روشن تصوير مينمايند.

 

سردار يدالله جوانی يکی از تئوری پردازان سپاه در مقاله ای منتشرشده (اينجا بخوانيد) در نشريۀ صبح صادق ارگان سياسی عقيدتی سپاه پاسداران با عنوان «شفاف مثل امام(ره)» مينويسد: "حضرت امام، يك مرزبندي و جبهه بندي روشنی به لحاظ اعتقادی و سياسی با تمامي مكاتب، انديشه ها، جريان هاي سياسی و احزاب و گروه هاي فعال در صحنه سياسی كشور داشتند. اساسا شكل گيری خطی با عنوان خط امام و پيدايی گروه هايی با عنوان گروه های خط امام بر همين مبنا بوده است. "او در ادامه مينويسد:" در دهه اول انقلاب اسلامی، خط امام معيار، ميزان و شاخصی بود براي نيروهاي انقلاب كه بر اساس آن، مرز بين خود و نيروهای غيرخودی و بيگانگان را مشخص سازند. اگر اين مهم در دوران پر بركت حضرت امام يك ضرورت بود، با گذر زمان و توجه به ملاك و شاخص مرزبندی بين خودی و غيرخودی داراي ضرورتی مضاعف گرديد. خط امام، انديشه ها و آراي امام از چنان ظرفيتی برخوردار است كه براي هميشه تاريخ می تواند به عنوان يك معيار مورد توجه نيروهای اسلام و انقلابی قرار گيرد."

 

او با تفسير ويژه و شخصی خود «خط امام» را مرزبندی بين موحدين و مشرکين ميداند و ميافزايد، "رهبر معظم انقلاب اسلامی « خامنه ای» همانند (امام)، اهتمام جدی براي حفظ مرزهاي اعتقادی سياسی نيروهای خودی با غيرخودی داشته و همواره بر رعايت اين مرزبندي ها تاكيد كرده اند. ايشان بمناسبتی گفته است: "متاسفانه چندسال پيش اين اتفاق در كشور افتاد و بر اثر غفلت ها، در برخي مواقع،  اهتمام جدی براي حفاظت از مرزهاي فكري، عقيدتی و سياسی نشد و در نتيجه كسانی كه از خانواده انقلاب و عاشق امام بودند به تدريج و بدون آنكه متوجه شوند، از مرزها عبور كردند و بر اثر تنفس در فضاي خارج از اين مرزها، دچار دگرگونی و تغيير شدند. البته از آن طرف هم كسانی ناروا و بدون هيچ مشگلی داخل مرزها شدند. بنابراين همه بايد مراقب باشند و همواره برحفظ و برجسته باقي ماندن مرزهای اعتقادي و محدوده جغرافيايی سياسی نظام جمهوری اسلامی تلاش كنند." نويسندۀ مقاله اضافه ميکند: "تاكيد حضرت امام و مقام معظم رهبری برحفظ مرزهای اعتقادی و سياسی، برگرفته از آموزه هاي دينی و همان فرمان خداوند در سورۀ کافران بر جدايی كامل خط رسول خدا با ديگرانی ميباشد كه به او ايمان نياورده اند و در گروه كافران قرار گرفتند."

 

او درادامه می نويسد: "متاسفانه برخی از گروه ها و افراد با سابقه انقلابی و خط امامی، در قول و گفتار شعار پيروی از خط امام را سر مي دهند ولي در عمل از مرزهاي اعتقادی و سياسی امام عبور كرده و برخلاف آن رفتار مي كنند. در سالهای اخير در يك پيوند و همراهی آشكار با اين جريان ها عملا به مقابله با افكار و انديشه هاي حضرت امام پرداخته اند. بنابراين ضروری است كه نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامی خط امام را به عنوان يك شاخص براي مرزبندی اعتقادی و سياسی بين خود و غيرخود و بيگانگان به صورت جدی مورد توجه قرار دهند و به اين مرز و حفظ آن پای بند باشند. اجازه ندهند كسي وارد اين مرز شود و به صورت مستمر از خود نيز مراقبت كنند كه از اين مرز خارج نگردند. حضرت امام شفاف بود و مرز خود را با ديگران شفاف كرده بود. بنابراين كسانيكه دم از امام و خط امام مي زنند، بايد مثل امام شفاف باشند و همانند امام مرزهای خود را با خودی ها و غيرخودی ها روشن و شفاف سازند.

 

استباط اين ذوب شده در کورۀ ولايت فقيه از «خط امام» همانگونه که بيان شد، مرزبندی اعتقادی سياسی بين خودی و غيرخودی و بيگانگان و پايبندی به حفاظت از اين حدود و ثغور ميباشد، تا اينکه اجازه ندهند اجنبيان وارد اين مرزهای باصطلاح مقدس!! شوند. مراقبت از خود نيز كه از اين مرز خارج نگردنند از اهميت والائی برخوردار است.

 

انعکاس مطالب فوق در اين نوشتار صرفاً برای اثبات وجود اين تفکر و توهمات باطل و مخرب نزد اين مبتلايان به بيماری ايمان و قدرت طلبان بنام «خط امام» است، تا دريابيم که چگونه مسئولان دولتی بعوض کوشش برای تحکيم يکپارچگی و تقويت همبستگی ملی بمنظور پيشبرد سريع هدفهای استراتژيک کشور، با اين ترفند مردم را به خودی و غيرخودی تقسيم مينمايند، تا جامعه را همواره دردوگانگی، تشنج، بحران و درگيری اجتماعی قرارداده و از نتايج سياسی اقتصادی آن بهره برداری کنند. از هر دريچه که به پديدۀ بی معنا و نامفهوم «خط امام» نگاه کنيم، دورنما و تصاوير زشت منفعت طلبی پويندگان و رهروان اين خط، اقدامات ضدملی و ضد ايرانی ترويج کنندگانش بطور بارز مشهود و قابل رويت است. اگر بخواهيم بدرستی تاثير روح الله خمينی و افکارمخرب وی برای اضمحلال وطنمان را بطور خلاصه بيان نمائيم. او را ميتوان گلوله ای رها شده از 1400 سال قبل انگاشت که به قلب کشورمان ايران شليک شد. بديهی است اثرات مخرب حاکميت خمينی در دوران ده سالۀ حضور او و اينک در ايام اين وارثان متحجرش را نميتوان ارزشی مثبت محاسبه و از آن بعنوان خطی دوران ساز، شاخص و مفيد برای پيشبرد کشور و تعالی ملت ايران نام برده و استفاده کرد.

 

شانزدهمين روز از خردادماه 2569 ـ rudaruish@gmail.com ـ www.sarbazan.org

 

 

 

 

 

آخرین مطالب



 

© Copyright 2007 Political Articles. All rights reserved

No material from the Power and Interest News Report may be republished in any form without written permission.