|
گسترش هراس اعراب منطقه از ايران بنفع کيست؟
آريوبرزن داريوش
سياستهای بلند پروازانه و غيرشفاف هسته ای دولت جمهوری اسلامی،
اعمال تدابير چندگانه، بی اثر و اعطای فرصت از سوی کشورهای
غربی در برابر آنها، مالاً ممکنست منجر به دستيابی اين دولت
ياغی و سرکش به سلاح خطرناک اتمی گرديده و موجب شود تا اين
حکومت نه تنها به فرآيند قدرت، پابرجائی و دوام حکومتی در صحنه
داخلی دست يابد، بلکه اسباب استحکام اين دولت در عرصه سياسی
خاورميانه گردد. تبديل شدن دولت جمهوری اسلامی حاکم بر کشورمان
به يک حکومت پرقدرت و غيرمسئول در منطقه نهايتاً منافع اعراب و
اروپائيان را در اين بخش از جهان در معرض تهديد جدی و موثر
قرارخواهد داد و توازن معادلات استراتژيک در اين بخش از جهان
را بسيار ناپايدار خواهد نمود. بسيج توده های راديکال مسلمان
در کشورهای اسلامی و در پشتيبانی از سياستهای راديکاليستی و
ايدئولوژيک حکومت ايران پارامتر ديگريست که در صورت قدرت يابی
ايران بتدريج عيان خواهد شد، که در محاسبات سياسی بايد دقيقاً
مد نظرگرفته شود. نتايج ارزيابی سران کشورهای عربی منطقه و
آناليز رسانه های گروهی اين کشورها آنها را به نتايجی که ذکر
شد رسانيده واداشته است، تا با انجام عمليات روانی و بکارگيری
روشهائی بنام «ايران هراسی» ملتهای خويش را از نقش خطرآفرين
آينده ايران در منطقه بترسانند و بر افزايش جو ضد ايرانی بطور
عمومی بيآفزايند. پيشبرد و بکارگيری اين سياست يقيناً درعرصه
داخلی کشورهای مذکور، اجازه تنقيد از عملکرد اين دولتها را از
مردمشان سلب و شمشير داموکلس «تهديد بالقوه ايران» تداوم اعمال
برنامه های خاص دولتی را بر ايشان تضمين مينمايد.
اگرچه بنظر ميرسد که حاکمان در ايران چالش امنيتی خود را حضور
نظامی گسترده آمريکا در منطقه خليج فارس و تهديدات اسرائيل در
منطقه ميدانند، اما توزيع حجمی قابل توجه از اين تهديد و وحشت
از سوی سياستمداران آمريکا و کشورهای ديگر که در منطقه دارای
منافعی بوده و حضور نظامی دارند در بين سردمداران کشورهای عربی
و توجيه اين امر بر ايشان که اگر امروز ايران تلاش ميکند که به
قدرت هسته ای دست يابد، هدفش جزانجام تهديدات امنيتی و
زورگوئی بر شما در آينده چيز ديگری نخواهد بود، آنان را وادارد
تا با استفاده از ذخائر ارزی شان حاصل از فروش نفت و گاز به
خريد و استقرار تسليحات تدافعی مدرن و گاه نامتجانس با موقعيت
ژئواستراتژيک اين ممالک از غرب اقدام نمايند و منطقه دوباره
درگیر مسابقه تسلیحاتی ديگری شود که البته منافع گسترده ای
برای کشور آمریکا در برخواهد داشت و هزينه های تسليحاتی اين
کشور درمنطقه را بنحو چشم گيری عملاً کاهش خواهد داد. مواضع
رسمی و غيررسمی شيوخ و حاکمان عرب در منطقه و در رابطه با ترس
از ايران و بيم از آينده را بخوبی ميتوان از بياناتشان در
اينخصوص بدرستی دريافت. اگر چه ایران در تعریف تهدیدات خارجی،
کشورهای عربی، به ویژه همسایگان حاشيه خليج فارس را اساساً
تهدیدی برای خود قلمداد نکرده است، اما اظهارات غيرمسئولانه و
پراکنده گوئی عده ای از مقامات ايرانی همانند سخنان اخير علی
لاريجانی در کويت در اوائل ماه جاری و همچنين نتايج بررسی
تحليلگران سياسی در کشورهای عربی اين شرايط نامطلوب را فراهم
کرده است. نبايد اين نکته را از نظر دور داشت که پيروی سنتی از
سياستهای آمريکا و انگلستان ممالک عربی منطقه را بدين جمعبندی
نادرست رسانيده است که چالش جمهوری اسلامی با آمريکا کافی است
تا آنها نيز خود را در مقابله و مخاصمه با ايران ببينند. از
طرف ديگر وجود نگرانی بهبود احتمالی روابط سياسی ايران با
کشورهای غربی فاکتور موثر ديگری است که انجام پروژه ترس از
ايران ميتواند بنحوی مانع تحقق و انجام احتمالی آن گردد. دليل
ديگری که محتملاً دولتمردان عرب، همانند منديل بسران حاکم بر
کشورمان از آن استفاده و بهره برداری مينمايد تصويرسازی و
ترسيم يک دشمن فرضی خارجی برای کشور است، تا جامعه و مردم را
به سمت مسائلی در خارج از مرزها و داشتن دشمن مشترک سوق دهند.
این تاکتيک به تنهایی ميتواند بیانگر علت عمده طراحی و اجرای
پروژه ترس از ايران بین دولت های عربی در منطقه باشد. تحليل
اخير آدام لاوتر، متخصص امور دفاعی در ارتش آمريکا و در مقاله
ای که در "نیویورک تایمز" انتشار يافته است، حاکی از وجود
منافع و عوايدی غيرقابل تصور برای ايالات متحده و در صورت
تداوم سياستهای فعلی جمهوری اسلامی و دسترسی اين کشور به
سلاحهای غيرمتعارف دارد. او مينويسد: "در صورت تحقق اين امر
آمریکا فرصتی بسيار طلائی مییابد که به فعاليتهای گروههای
تروریستی سنی نظیر القاعده و طالبان خاتمه دهد. این عمل در
واقع به دست خود دولتهای عربی صورت ميپذيرد که خود را مورد
تهدید حکومت شیعی ایران احساس ميکنند. زيرا آنها از ترس حکومت
جمهوری اسلامی بیشتر به آمریکا تکيه کرده و به این جهت بسيار
تلاش میکنند تا به مبارزات نیروهای راديکال سنی پایان دهند.
پس از آنست که دولت ايالات متحده آمریکا مسئوليت اصلی دفاع و
تامين امنيت منطقه خاورمیانه را عهده دار شده و این فرصت را
پيدا ميکند که سازمان اوپک (کارتل کشورهای صادرکنندهی نفت) را
در هم شکسته و از هم بپاشاند تا موجب کاهش قیمت نفت گردد،
نتيجه ای که بسیار به نفع آمریکا و اروپا تمام خواهد شد. اما
در خصوص کشور اسرائيل که همواره از بهانه فرضی «عدم امنيت
مرزهای خود» و تحت پوشش اين علت تمام مقاوله نامه های بين
المللی و منشورشورای امنيت سازمان ملل متحد را ناديده گرفته
است، اکنون فرصتی يگانه يافته است تا با تاکيد بر خطر دسترسی
ايران به سلاح هسته ای، تمام دشمنی اعراب را متوجه اين کشور
نموده و با چنگ و دندان نشان دادن و تهديد به حمله نظامی رضايت
اعراب منطقه و دشمنان ديرين خود را کسب نمايد. درست است که با
ساخت احتمالی کلاهکهای هسته ای و دسترسی به تسليحات غيرمتعارف
توسط ايران تعادل نظامی و امنيتی را در اين منطقه از جهان بهم
خواهد زد، اما تحقق اين واقعه چراغ سبزی برای بازگشت، حضور و
نفوذ دوباره غرب و در راس آنها ابرقدرت آمريکا در اين منطقه
حساس از جهان خواهد گرديد. که همواره آرزوی ديرين ايشان بوده
است.
چهارشنبه ۲۸ بهمن ماه 1388ـ تارنامه نگارنده :
rudaruish@sarbazan.org
آخرین مطالب
|